برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1409 100 1

area

/ˈeriə/ /ˈeəriə/

معنی: طرف، فضا، حوزه، ناحیه، منطقه، مساحت، سطح، پهنه
معانی دیگر: سرزمین، قطعه زمین، رویه، وسعت، عرصه، محوطه (بخشی از خانه یا محوطه یا میدان یا شهر و غیره که به کار ویژه ای تعلق دارد)، (زیست شناسی - کالبدشناسی) حوزه، قسمت، (پژوهش یا تحصیل) رشته، زمینه، (در اصل) زمین صاف، سطح صاف، حیاط، محوطه ی دور ساختمان، گستره

بررسی کلمه area

اسم ( noun )
(1) تعریف: a place or region.
مترادف: locale, place, region
مشابه: belt, district, expanse, locality, part, quarter, section, sphere, spot, territory, zone

- These areas of the country receive a great deal of rain.
[ترجمه M] این مناطق از کشور باران خوبی را دریافت میکنند
|
[ترجمه ترگمان] این مناطق کشور باران زیادی دریافت می‌کنند
[ترجمه گوگل] این مناطق از کشور باران زیادی را دریافت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- You have to hit the ball into this area.
[ترجمه ترگمان] شما باید به توپ ضربه بزنید تا وارد این منطقه شوید
[ترجمه گوگل] شما باید توپ را به این منطقه ببرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Let's move the couch over to that area of the room.
[ترجمه ترگمان] بیایید مبل را به آن قسمت از اتاق ببریم
[ترجمه گوگل] بیایید نیمکت را به سمت آن اتاق حرکت دهیم ...

واژه area در جمله های نمونه

1. area code
کد پستی،کد ناحیه

2. an area of low rainfall
منطقه‌ی کم باران

3. an area of research only recently traversed by scientists
یک زمینه‌ی پژوهشی که فقط اخیرا مورد بررسی دانشمندان قرار گرفته است

4. auditory area
مرکز شنوایی

5. combat area
منطقه‌ی رزم

6. fringe area
ناحیه‌ی فریز

7. his area of specialization is english literature
رشته‌ی تخصصی او ادبیات انگلیسی است.

8. that area does not fall within my jurisdiction
آن زمینه از حوزه‌ی اختیارات من خارج است.

9. the area around hosesultan lake is swampy
دورا دور دریاچه‌ی حوض سلطان باتلاقی است.

10. the area around the wound is still very sensitive
ناحیه‌ی اطراف زخم هنوز خیلی حساس است.

11. the area is surrounded by a labyrinth of swamps and rivers
آن ناحیه توسط مازی از مرداب و رودخانه احاطه شده است.

12. the area of a triangle
مساحت مثلث

13. the area roughnecks banged him up
اوباش محله او را له ...

مترادف area

طرف (اسم)
abutment , side , hand , party , direction , opponent , region , route , area , flank , angle , belt , suburb , half , opposite party
فضا (اسم)
region , place , room , space , air , area
حوزه (اسم)
extent , range , circle , area , ambit , sphere , domain , realm , scope , precinct , apanage , appanage , zone , district , department , compass
ناحیه (اسم)
region , area , realm , shire , zone , district , subregion , terrain , sector , demesne , output area , situs
منطقه (اسم)
region , area , zone
مساحت (اسم)
space , area
سطح (اسم)
face , level , area , plane , external , surface , superficies
پهنه (اسم)
field , area , racket , arena , sheet , width

معنی عبارات مرتبط با area به فارسی

(امریکا و کانادا) کد سه رقمی (پیش شماره برای تلفن های راه دور)
کد پستی، کد ناحیه، (امریکا) قالیچه یا فرشی که فقط قسمتی از کف را بپوشاند (مثلا چون بقیه ی کف از چوب یا مرمر است)
ناحیه میانگیر
گرد آوری آب باران (از راه جوب کشی و گنداب راه سازی)، آب تله، آبگیر (انباری که آب های گرد آوری شده در آن نگهداری می شود)، آب انبار، (در مورد خدمات بهداشتی و دولتی و غیره) ناحیه ی تحت پوشش، پهنه ی آبریز، آبگیر (ناحیه ای که آب های آن به یک رودخانه یا دریاچه وغیره می ریزد) (catchment basin هم می گویند)
ناحیه اشتراکی انباره
(نقشه کشی و جغرافی - روش افکنش نقشه ی کره ی زمین بر صفحه که طبق آن هر مربع برابر است با مربعی در سطح زمین ولی فواصل و جهت ها متناسب نیستند) پهنه ی برابر
قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
مساحت ابخور، ابخور
ناحیه، خروجی

معنی area در دیکشنری تخصصی

area
[شیمی] سطح ، مساحت
[عمران و معماری] مساحت - محوطه - حوزه - محدوده رویکرد - منطقه - سطح - ناحیه - پهنه
[برق و الکترونیک] سطح ، ناحیه
[فوتبال] منطقه
[زمین شناسی] گستره سطح یا فضا. اندازه یا مساحت ناحیهای که بر حسب واحدهای مربع بیان می شود. میانگین عرض ضربدر میانگین ارتفاع که به صورت فوت مربع بیان می شود(.(of an airway
[نساجی] مساحت - پهنه - ناحیه - منطقه
[ریاضیات] ناحیه، مساحت، اندازه ی سطح، وسعت، سطح، رویه
[آمار] مساحت , سطح
[آب و خاک] مساحت
[زمین شناسی] تجزیه وتحلیل ناحیه اى ,فرآیندى که تاثیرات جغرافیایى بر طرح ها ،برنامه ها
[کامپیوتر] نمودار مساحت .
[عمران و معماری] مرکز کنترل منطقه ای
[برق و الکترونیک] رادار کنترل منطقه ای سیستم یا مجموعه راداری برای کنترل رفت و آمد هوایی در یک منطقه ی نسبتاً وسیع به منظور تأمین جریان روان رفت و آمد هوایی برای رادار کنترل فرود.
[زمین شناسی] منحنی سطح در هیدرولیک، منحنی که نشان دهنده ارتباط بین سطح و سایر متغیرهاست، مانند آنچه بین سطح مقطع عرضی یک رودخانه و ارتفاع سطح آب وجود دارد و یا مانند آنچه بین ناحیه سطحی یک مخزن و ارتفاع سطح آب دیده می شود (asce 1962).
[زمین شناسی] زهکش سطحی
[ریاضیات] عنصر مساحت، جزء سطح
[عمران ...

معنی کلمه area به انگلیسی

area
• region, domain
• an area is a particular part of a city, a country, or the world.
• a particular area of a room or other place is a part that is used for a particular activity.
• the area of a shape or piece of land is the amount that it covers, expressed in a measurement such as square metres or hectares.
• an area of knowledge or activity is a particular subject or kind of activity.
area bombing
• carpet bombing, extensive bombing over a specific area in order to completely destroy it, process of dropping many bombs over a specific area (in order to completely destroy it)
area code
• telephone code belonging to a specific area
• in the usa and canada, the area code is a three-number code that you dial before a telephone number when you are making a long-distance call.
area graph
• graph which plots two or more quantities over a period of time
area line
• line that defines the area of a gate, sixteenth line (soccer)
area of dispute
• region which is the subject of controversy
area of jurisdiction
• region in which a judge is authorized to work
area resident
• inhabitant of the locality
area studies
• disciplines that study different regions
area target
• target which covers an entire area rather than a specific point
area villages
• regional towns
adjacent area
• area which is nearby, area which is close to
agreement on the gaza strip and the jericho area ...

area را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

soudeh
قسمت
ebi
گستره
مجتبی عیوض صحرا
آریا واژه ای فارسی است و area وام گرفته شده از فارسی است!
چون در زمان هخامنشیان و به ویژه در زمان داریوش یکم(522 سال پیش از میلاد یا 3000 سال پیش) بیشتر قلمروها(ناحیه ها) و کشورهای(مَمالِک) جهان(44 درصد) از آنِ(مالِ) آریایی ها(ایرانی ها) بوده است:
سه قاره آسیا،اروپا و آفریقا!
برای همین،این واژه را برگزیدند!
که به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان در گینس به ثبت رسیده است!
fff
محوطه
مهری نبویان
گستردگی
saghaey
مکان
نقوی
حیطه
صالحی
عرصه، زمینه
حدیث ایران
1- منطقه- ناحیه- بخش
2- مساحت
فواد بهشتی
مبحث، بحث، حوزه
قلندری
ناحیه محوطه
K
زنده باد ایران! :|
zahra
منطقه ناحیه
هومان قاسمی
دامنه
Lucy
قلمرو
گستره
مساحت
منطقه
منطقه تحت فرمان
themahdieh
Place
Morteza. M
موضع
میرا
A discipline
A field
Range of sth

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی area
کلمه : area
املای فارسی : اریا
اشتباه تایپی : شقثش
عکس area : در گوگل

آیا معنی area مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )