برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1731 100 1
شبکه مترجمین ایران

apron

/ˈeɪprən/ /ˈeɪprən/

معنی: پیش بند، صحن، کف، پیش دامن، پیش انداز، قسمت جلو امده صحنه نمایش
معانی دیگر: تنیزه، پیشبند زدن، پیشبنددار کردن

بررسی کلمه apron

اسم ( noun )
(1) تعریف: a garment covering all or part of the front of the body, usu. worn to protect the wearer's clothing.

- The chefs wear white aprons.
[ترجمه ترگمان] سرآشپز با پیش‌بند سفید پوشیده شده
[ترجمه گوگل] سرآشپزها پیراهن سفید را می پوشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: something similar to such a garment in shape, function, or position.

(3) تعریف: the paved strip at or bordering an airport, on which planes are parked, loaded, and maneuvered.

- The baggage carts moved quickly across the apron.
[ترجمه ترگمان] ارابه‌ها به سرعت در پیش بندش حرکت می‌کردند
[ترجمه گوگل] چرخ دستی های چمدان به سرعت در اطراف حرکت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه apron در جمله های نمونه

1. an apron spring
بند پیش بند

2. be tied to one's mother's apron strings
بچه ننه بودن،مطیع مادر بودن

3. be tied to one's wife's apron strings
سخت تحت فرمان زن خود بودن

4. soghra-khanum dried her hands on her apron
صغرا خانم دست‌های خود را با پیشبندش خشک کرد.

5. Her apron was speckled with oil.
[ترجمه ahyyrr] پیش بندش پر از روغن بود
|
[ترجمه ترگمان]پیش بندش پر از روغن بود
[ترجمه گوگل]پیشانی او با نفت خرد شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She tied an apron around her waist.
[ترجمه ترگمان]پیش‌بندش را دور کمرش بست
[ترجمه گوگل]او پیراهن دور کمر او را گره زده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A maid in a white apron opened the door for me.
...

مترادف apron

پیش بند (اسم)
apron , pinafore , dickey , dicky
صحن (اسم)
apron
کف (اسم)
bottom , froth , bed , apron , floor , foam , slag , scum , blubber , deck , silt , offal , spume , insole , skim , scoria
پیش دامن (اسم)
apron
پیش انداز (اسم)
apron
قسمت جلو امده صحنه نمایش (اسم)
apron

معنی عبارات مرتبط با apron به فارسی

بند پیشبند

معنی apron در دیکشنری تخصصی

apron
[عمران و معماری] رادیه - خزند - کفبند - آشیانه - جایگاه - سکو - توقفگاه - زیرپنجره - نوار - پیش بند حفاظتی
[زمین شناسی] رادیه ،خزند ، کف بند ، آشیانه ، جایگاه ، سکو ، توقفگاه ، زیر پنجره ، نوار ، پیشوند حفاظتی کفبند :پیش بینی بتنی که برای جلوگیری از نفوذ آب به زیر سد و نیروگاه در نظر گرفته می شود .
[نساجی] نوار - نوار چرمی - پیش بند ( از پارچه یا چرم ) - آپرون کشش - آپرون - حصیری - نوار حصیری انتقال دهنده الیاف در ماشین حلاجی
[آب و خاک] کف بند ، پیش بند
[نساجی] نوعی پارچه پنبه ای رنگی با طرح چهارخانه آبی و سفید
[ریاضیات] نقاله ی صفحه دار، نقاله ی تسمه ای، نقاله ی زنجیری صفحه دار
[نساجی] راهنمای آپرون
[نساجی] روش کشش نواری - سیستم کشش نواری - سیستم کشش آپرونی
[نساجی] پیش بند
[عمران و معماری] ارتفاع کفبند
[زمین شناسی] ارتفاع کف بند
[نساجی] پارچه زیر چاپی
[زمین شناسی] تداخل کف بند ، نفوذ کف بند
[نساجی] نوار خوراک دهنده
[زمین شناسی] شیب مجمع الجزایری یک ...

معنی کلمه apron به انگلیسی

apron
• cloth worn to protect clothing; front-most part of a stage; parking area for airplanes
• an apron is a piece of clothing that you put on over the front of your normal clothes to prevent them from getting dirty.
• the apron at an airport is the area near the runways where aircraft are parked.
loading apron
• mobile platform on a ship that enables cars or other cargo to be moved on and off

apron را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ویدا
لباس مخصوص پیشخدمت ، لباس فرم (برای رستوران و...)
مهدی جاویدی
در فرودگاه به محل پارک هواپیما ها گفته میشود
Ali
پیش بند
سهیل
در عمران و سازه های هیدرولیکی:
کف بند، رادیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی apron

کلمه : apron
املای فارسی : اپرن
اشتباه تایپی : شحقخد
عکس apron : در گوگل

آیا معنی apron مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )