برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1724 100 1
شبکه مترجمین ایران

approval

/əˈpruːvl̩/ /əˈpruːvl̩/

معنی: ستایش، طرفداری، تصویب، تجویز، رخصت
معانی دیگر: نظر موافق، مساعد، پسند، موافقت رسمی، رضایت، تایید

بررسی کلمه approval

اسم ( noun )
عبارات: on approval
(1) تعریف: the act of approving.
مترادف: commendation, countenance
متضاد: censure, disapproval, protest
مشابه: applause, approbation, assent, blessing, endorsement, praise, recommendation, sanction

- You need the approval of the supervisor before you can go ahead with the project.
[ترجمه ترگمان] قبل از اینکه بتوانید با این پروژه پیش بروید، به تایید سرپرست نیاز دارید
[ترجمه گوگل] قبل از اینکه بتوانید پروژه را ادامه دهید، نیاز به تایید ناظر دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: favor, sanction, or positive regard.
مترادف: approbation, commendation, esteem, favor, honor, sanction
متضاد: dislike
مشابه: acceptance, amen, applause, blessing, consent, countenance, credit, respect, sympathy

- The new mayor worked hard to win the approval of the people.
[ترجمه ترگمان] شهردار جدید برای جلب موافقت مردم سخت تلاش کرد
[ترجمه گوگل] شهردار جدید برای تأیید مردم تلاش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه approval در جمله های نمونه

1. tacit approval
توافق ضمنی

2. on approval
(در مورد فروشگاه‌ها) پس دادنی،پس آوردنی

3. a written approval
موافقت کتبی

4. to signify approval by saying "aye"
با گفتن "آری‌" موافقت خود را نشان دادن

5. seal of approval
(در مورد کالا) مهر تضمین،مهر تایید

6. subject to your approval
منوط به توافق شما

7. the seal of approval
نشان موافقت

8. they voiced their approval
آنان موافقت خود را شفاها اعلام کردند.

9. to qualify one's approval
توافق خود را مشروط کردن

10. a plan subject for approval
نقشه‌ای که برای تصویب تقدیم شده است

11. the bride's mother looked with approval at the bridegroom
مادر عروس با رضایت به داماد نگاه کرد.

12. yesterday, the parliament declared its approval
دیروز مجلس شورا موافقت خود را اعلام کرد.

13. i got this watch on ten days' approval
این ساعت را می‌توانم (اگر بخواهم) تا ده روز ...

مترادف approval

ستایش (اسم)
eulogy , praise , accolade , adoration , worship , veneration , approbation , endorsement , commendation , laud , approval , backing , doxology , laudation , encomium
طرفداری (اسم)
support , adherence , advocacy , favoritism , siding , partiality , adhesion , approbation , backstop , approval , backing , partisanship , sponsorship
تصویب (اسم)
resolution , imprimatur , ratification , approbation , passage , okay , approval , enactment , sanction , okey
تجویز (اسم)
approval , prescription
رخصت (اسم)
leave , approval , permission , fiat , clearance

معنی عبارات مرتبط با approval به فارسی

(در مورد فروشگاه ها) پس دادنی، پس آوردنی
(در مورد کالا) مهر تضمین، مهر تایید
موکول به تصویب شما، اگر شما تصویب نمایید

معنی approval در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] تصویب ، تائید
[عمران و معماری] تایید - تصویب
[حسابداری] تصویب نهائی
[عمران و معماری] تایید طرح - تصویب طرح
[حقوق] فروش به شرط پسند مشتری ظرف مدت معین
[نساجی] انگیزه کسب محبوبیت اجتماعی

معنی کلمه approval به انگلیسی

approval
• confirmation, endorsement; positive opinion
• if a plan or request gets approval, someone agrees to allow it.
• approval also means liking and admiration.
approval in principle
• fundamental confirmation, confirmation in essence
come up for final approval
• be presented to receive final authorization
final approval
• full approval, final consent
got his approval
• received his consent, received his favor, received his endorsement
looked for approval
• sought approval, sought legitimacy
meet with approval
• receive an affirmative response, receive confirmation
on approval
• on a trial basis, on probation for a specified period until receipt of final endorsement
seal of approval
• formal signature, permission, authorization
subject to approval
• depends on authorization, will go into effect only after approval

approval را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

jalal
تایید ؛موافقت ؛ رضایت
غزال سرخ
تاییدیه
Ayris Kianafshar
filling, showing on saying that something or somebody is good or right
رهگذر
مجوز
تأییدیه
میرحسین سیاوشی خیابانی
پاسخ/ نظر موافق ، پاسخ/نظر مساعد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی approval

کلمه : approval
املای فارسی : اپروال
اشتباه تایپی : شححقخرشم
عکس approval : در گوگل

آیا معنی approval مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )