برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

appropriation

/əˌproʊpriˈeɪʃn̩/ /əˌprəʊpriˈeɪʃn̩/

معنی: تخصیص
معانی دیگر: تصاحب، برداشتن (بدون اجازه یا مجوز)، تملک، (پول و بودجه) تخصیص، اختصاص، کنار گذاشتن، منظورکردن بودجه

بررسی کلمه appropriation

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of appropriating, or something appropriated.
مترادف: allotment, assumption, expropriation, misappropriation, peculation
مشابه: confiscation, grab, plagiarism, seizure, stealing, take, theft, thievery, usurpation

- The appropriation of their home by the army caused hardship for the family.
[ترجمه مریم] تصاحب خانه توسط ارتش خانواده را به سختی انداخت
|
[ترجمه M] تصاحب خانه آنها توسط ارتش باعث تنگدستی خانواده شد
|
[ترجمه ترگمان] تصرف خانه آن‌ها به وسیله ارتش برای خانواده دشوار بود
[ترجمه گوگل] تخصیص خانه توسط ارتش باعث نارضایتی خانواده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: legislative authorization of money for specific use.
مترادف: allotment
مشابه: allowance, appointment, apportionment, assignment, dedication

واژه appropriation در جمله های نمونه

1. appropriation ledger
دفتر اعتبارات

2. the appropriation of funds
تخصیص اعتبارات

3. the appropriation of the property of those who were against his regime
تصاحب (غیر قانونی) اموال کسانی که با حکومت او مخالف بودند.

4. The government made an appropriation of a billion for the new project.
[ترجمه ترگمان]دولت برای این پروژه جدید یک میلیارد دلار تخصیص داده‌است
[ترجمه گوگل]دولت یک میلیارد دلار برای پروژه جدید اختصاص داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They sat on appropriation plans until they were certain which way winds were blowing.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها تا زمانی که آن‌ها مطمئن بودند که باد از کدام طرف می‌وزد، دیگر هیچ برنامه‌ای نداشتند
[ترجمه گوگل]آنها در برنامه های تخصیص نشستند تا زمانی که مطمئن باشند که باد می سوزد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Other charges include fraud and illegal appropriation of land.
[ترجمه ترگمان]دیگر اتهامات عبارتند از کلاهبرداری و تصرف غیرقانونی زمین
[ترجمه گوگل]اتهامات دیگر شامل تقلب و تخصی ...

مترادف appropriation

تخصیص (اسم)
dedication , allotment , devotion , appropriation , attribution , designation , consecration

معنی appropriation در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] تخصیص
[ریاضیات] اختصاص، تخصیص، ذخیره ی اختصاصی، تخصیص وجه
[حقوق] حساب تقسیم سود (بخشی از حساب سود و زیان)
[حسابداری] تخصیص سود انباشته
[حسابداری] تخصیص سود انباشته
[نساجی] مدت اعتبار
[ریاضیات] اعتبار تخصیص نیافته
[آب و خاک] حقوق آب،سهم آب،حقابه

معنی کلمه appropriation به انگلیسی

appropriation
• allotment, allocation; seizure, confiscation
appropriation committee
• committee which authorizes distribution of funds
appropriation of funds
• allocation of financial resources

appropriation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رجب پناهی
سهم

in the advocacy of the personal appropriation of urban experience
Setare
در حقوق به معنی وضع ید
آقاپارسا
تملک و یا تخصیص بدون اجازه مالک یا صاحب
نیماشکری
تصرف
پریسا.پ
تصرف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی appropriation

کلمه : appropriation
املای فارسی : اپپرپریتین
اشتباه تایپی : شححقخحقهشفهخد
عکس appropriation : در گوگل

آیا معنی appropriation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )