برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1648 100 1
شبکه مترجمین ایران

appreciator


تقدیر کننده

واژه appreciator در جمله های نمونه

1. It brings not only happiness and enjoyment to appreciator, but also supplies participants with good exercise for health and pureness of soul.
[ترجمه ترگمان]این کار نه تنها شادی و شادی را برای شرکت کنندگان به ارمغان می‌آورد بلکه شرکت کنندگان را با ورزش خوب برای سلامت و pureness روح تامین می‌کند
[ترجمه گوگل]این نه تنها خوشبختی و لذت بردن از صاحب نظر را به ارمغان می آورد، بلکه همچنین شرکت کنندگان را با تمرین خوب برای سلامتی و پاکیزگی روح عرضه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Li RiHua is a writer, reviewer and appreciator of late Ming dynasty.
[ترجمه ترگمان]لی RiHua نویسنده، reviewer و appreciator از سلسله مینگ اواخر است
[ترجمه گوگل]لی ریووا نویسنده، نقاش و صاحب سلسله دیرین مینگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Because environment and appreciator speciality, campus sculpture have their different particularity on general environmental sculpture.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که محیط و تخصص در تخصص دانشگاه تخصص متفاوت آن‌ها در مجسمه‌سازی با محیط‌زیست کلی است
[ترجمه گوگل]از آنجا که محیط زیست و طبیعت گرایان، مجسمه سازی پردیس خاصیت خاص خود را در مجسمه سازی محیط زیست عمومی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه appreciator به انگلیسی

appreciator
• assessor, estimator

appreciator را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نسترن
مُدرِک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی appreciator

کلمه : appreciator
املای فارسی : اپپرکیتر
اشتباه تایپی : شححقثزهشفخق
عکس appreciator : در گوگل

آیا معنی appreciator مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )