برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1648 100 1
شبکه مترجمین ایران

applicator

/ˈæpləˌketər/ /ˈæplɪkeɪtə/

معنی: اعمال کننده، درخواست کننده
معانی دیگر: دستگاه (برای به کار بردن دارو یا رنگ و غیره)، اسباب، وسیله، افشانه، به کار برنده، استعمال کننده، کاربر

بررسی کلمه applicator

اسم ( noun )
• : تعریف: a device used to apply a substance to something.

واژه applicator در جمله های نمونه

1. the eyedrop and its applicator cost 100 tumans
قیمت قطره‌ی چشم و قطره چکان آن صد تومان است.

2. The applicator makes the glue easy to use.
[ترجمه آیدا] اپلیکاتور استفاده از چسب را آسان می کند
|
[ترجمه ترگمان]The چسب را آسان می‌کند
[ترجمه گوگل]اپلیکاتور چسب را آسان می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Use the applicator provided to spread the glue.
[ترجمه ترگمان]از the تهیه‌شده برای پخش چسب استفاده کنید
[ترجمه گوگل]از لیپوپروتئین برای پخش چسب استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Please use the sponge applicator provided.
[ترجمه ترگمان]لطفا از the applicator provided استفاده کنید
[ترجمه گوگل]لطفا از اپلیکاتور اسفنجی استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف applicator

اعمال کننده (اسم)
applier , applicator
درخواست کننده (اسم)
applicator

معنی applicator در دیکشنری تخصصی

applicator
[بهداشت] اپلیکاتور

معنی کلمه applicator به انگلیسی

applicator
• device used to apply substances; one who applies

applicator را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Amirrg
مصرف کننده
نیایش
قطره چکام
نیما
قلم مو
T.s
قلم مو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی applicator

کلمه : applicator
املای فارسی : اپپلیکتر
اشتباه تایپی : شححمهزشفخق
عکس applicator : در گوگل

آیا معنی applicator مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )