برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

applicable

/ˈæpləkəbl̩/ /əˈplɪkəbl̩/

معنی: مناسب، خوب، خوش ایند، قابل اجراء، قابل اطلاق، کاربستپذیر، اجرا شدنی
معانی دیگر: اطلاق پذیر، وارد، مربوط

بررسی کلمه applicable

صفت ( adjective )
مشتقات: applicability (n.)
• : تعریف: relevant or appropriate to a given situation; capable of being applied.
مترادف: apposite, appropriate, apt, fit, fitting, germane, meet, pertinent, proper, relevant, suitable, to the point
متضاد: inapplicable
مشابه: convenient, due, related, relative, right, seemly, useful

- Unfortunately, the skills he'd learned previously were not applicable to the kind of work he was doing now.
[ترجمه ترگمان] متاسفانه، مهارت‌هایی که یاد گرفته بود برای نوع کاری که در حال حاضر انجام می‌داد قابل‌اجرا نبود
[ترجمه گوگل] متاسفانه، مهارتهایی که او قبلا آموخته بود، به نوع کاری که در حال حاضر انجام می داد، قابل اجرا نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- These guidelines are applicable to the safe use of all firearms.
[ترجمه ترگمان] این رهنمودها برای استفاده ایمن از تمام سلاح‌های گرم قابل‌اجرا است
[ترجمه گوگل] این دستورالعمل ها برای استفاده ایمن از تمام اسلحه ها قابل استفاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The discount is applicable to non-sale items only.
[ترجمه ترگمان] تخفیف فقط برای اقلام غیر فروش قابل‌استفاده است
[ترجمه گوگل] ...

واژه applicable در جمله های نمونه

1. that law is not applicable to ali
آن قانون در مورد علی صادق نیست.

2. include fuel costs too, if applicable
هزینه‌ی سوخت را هم در صورت موجه بودن ذکر کن.

3. the title "professor" is not applicable to all teachers
عنوان ((پروفسور)) به همه‌ی معلم‌ها اطلاق نمی‌شود.

4. The rules have now been made equally applicable to all members.
[ترجمه ترگمان]این قوانین در حال حاضر به یک اندازه برای همه افراد قابل‌اجرا است
[ترجمه گوگل]قوانین در حال حاضر به همان اندازه قابل اعمال است به تمام اعضای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This rule is not applicable to young persons.
[ترجمه ترگمان]این قانون برای جوانان قابل‌اجرا نیست
[ترجمه گوگل]این قانون برای جوانان قابل اجرا نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The offer is only applicable to bookings for double rooms.
[ترجمه ترگمان]این پیشنهاد تنها برای دو اتاق رزرو جا رزرو شده‌است
[ترجمه گوگل]این پیشنهاد فقط برای رزروهای اتاق دو نفره قابل استفاده است
[ترجمه شما] ...

مترادف applicable

مناسب (صفت)
appropriate , apt , fit , adequate , proper , suitable , acceptable , convenient , fitting , accommodative , relevant , correspondent , meet , acey-deucy , feat , moderate , adaptable , favorable , propitious , apposite , expedient , reasonable , applicable , applicatory , befitting , opportune , assorted , becoming , condign , idoneous , comformable , consentaneous
خوب (صفت)
good , suitable , super , acceptable , pleasant , well , nice , fine , ok , kind , handsome , beautiful , okay , pretty , applicable , fortunate , goodly , pukka , pucka , okey , wally , well-groomed
خوش ایند (صفت)
desirable , pleasant , nice , fine , correspondent , auspicious , advantageous , apposite , pleasing , applicable , matchable , winsome
قابل اجراء (صفت)
applicable , enforceable , applicatory
قابل اطلاق (صفت)
applicable , applicatory
کاربستپذیر (صفت)
applicable
اجرا شدنی (صفت)
applicable

معنی applicable در دیکشنری تخصصی

applicable
[فوتبال] اجراشدنی-قابل اجرا
[صنعت] قابل اجرا ، اجرا شدنی ، عملی
[حقوق] قابل اعمال، حاکم، ذیربط، شامل، صادق
[نساجی] قابل اجرا - عملی - شدنی - مناسب
[ریاضیات] قابل اجراء، کاربردی، عملی
[حقوق] قانون حاکم

معنی کلمه applicable به انگلیسی

applicable
• suitable, appropriate; feasible
• something that is applicable to a particular situation is relevant to it.

applicable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهزاد ناطق
کاربردی
reyhane
سازگار
Bienesh
کارآمد
سحر
قابل اعمال
vesal
this is applicable for any situation
این درمورد هر موقعیتی صدق می کند
محمد امین
قابل به کارگیری، قابل استفاده، قابل کاربرد، قابل اطلاق، قابل تسری و قابل تعمیم، قابل اعمال و اجرا، صدق کردن در موردی.
Shayan
واقعا واضحه؛ apply اعمال کردن applicable قابل اعمال 😕
Sunflower
relevant or appropriate
fitting
apt
ماریا
اعمال پذیری
Dark Light
چیزی که بکار میاد - کارآمد - سازگار و مربوط

able to be applied or used in a particular situation

مثال :
? I would look at it this way : Which language is most applicable right now

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی applicable

کلمه : applicable
املای فارسی : اپپلیکبل
اشتباه تایپی : شححمهزشذمث
عکس applicable : در گوگل

آیا معنی applicable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )