برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1406 100 1

appendix

/əˈpendɪks/ /əˈpendɪks/

معنی: ضمیمه، ذیل، پیوست، زائده، دنباله، اویزه، زائده کوچک، قولون، زائده اپاندیس
معانی دیگر: (کتاب و نوشته) مطالب اضافی (معمولا در آخر)، فهرست، افزود نگاشت، پی نوشت، آویزه، پس فهرست، (کالبدشناسی) آپاندیس، ضمیمه ی اعور، برون رست، دم روده، دمیزه، طب زائده کوچک، زائده ء اپاندیس

بررسی کلمه appendix

اسم ( noun )
حالات: appendices, appendixes
(1) تعریف: a section with additional material, often bibliographical or statistical, attached at the end of a book, article, or other text.
مترادف: addendum, supplement
مشابه: affix, annex, codicil, epilogue, postscript, suffix, tag, tailpiece

- In the appendix is a chart showing the complete results of the survey discussed in Chapter Two.
[ترجمه ترگمان] در ضمیمه جدولی است که نتایج کامل بررسی مورد بحث در فصل دو را نشان می‌دهد
[ترجمه گوگل] در ضمیمه یک نمودار نشان دهنده نتایج کامل بررسی است که در فصل دوم بحث شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a short closed tube of tissue that projects from the pouch at the beginning of the large intestine in the lower right-hand side of the abdomen; vermiform appendix.
مترادف: vermiform appendix

- Human beings are born with an appendix, but they can survive without it.
[ترجمه ترگمان] انسان‌ها با یک ضمیمه به دنیا می‌آیند، اما می‌توانند بدون آن زنده بمانند
[ترجمه گوگل] انسانها با آپاندیس متولد می شوند، اما بدون آن می توانند زنده بمانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه appendix در جمله های نمونه

1. ensiform appendix
زائده‌ی خنجری

2. the book's appendix contained interesting subjects
ضمیمه‌ی کتاب حاوی مطالب جالبی بود.

3. the results of this study are given in tables in the appendix
نتایج این پژوهش در جدول‌های پیوست داده شده است.

4. He was taken to hospital with a burst appendix.
[ترجمه ترگمان]اون با یه آپاندیس منفجر شده به بیمارستان برده شده
[ترجمه گوگل]او با آپاندیس پشت سرهم به بیمارستان منتقل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His appendix ruptured and he had to be rushed to hospital.
[ترجمه ترگمان]آپاندیس پاره‌شده و باید به بیمارستان منتقل می‌شد
[ترجمه گوگل]آپاندیس او پاره شد و او مجبور شد به بیمارستان برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The main entry also cross-refers you to the appendix on page 25
[ترجمه ترگمان]ورودی اصلی نیز به ضمیمه شماره ۲۵ اشاره دارد
[ترجمه گوگل]ورودی اصلی نیز متقابل شما را به ضمیمه در صفحه 25 اشاره می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف appendix

ضمیمه (اسم)
addition , accompaniment , attachment , annex , appendix , supplement , addendum , application , adjunct , adjunction , enclosure , appendage , appurtenance , postscript
ذیل (اسم)
appendix , addendum , following
پیوست (اسم)
annex , appendix , annexation , enclosure , appendage
زائده (اسم)
appendix , excrescence , run-off
دنباله (اسم)
appendix , tailing , sequence , stem , suite , trail , tail , series , sequel , tail-end
اویزه (اسم)
appendix , lug , pendant
زائده کوچک (اسم)
appendix
قولون (اسم)
appendix , colon , large intestine
زائده اپاندیس (اسم)
appendix

معنی عبارات مرتبط با appendix به فارسی

(کالبدشناسی) دم روده ی کرمی، دمیزه ی کرمی، زائده کرمی شکل، آپاندیس، ضمیمه اعور

معنی appendix در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] زایده - ضمیمه - قطعه یا قسمت اضافی ، آپاندیس
[بهداشت] آویزه - آپاندیس - زائده بال - بال آویز
[حقوق] ضمیمه، پیوست
[ریاضیات] پیوست، ضمیمه، زائده

معنی کلمه appendix به انگلیسی

appendix
• small sac attached to the intestines; addendum
• your appendix is a small closed tube inside your body at the end of your digestive system.
• an appendix to a book is extra information that is placed at the end of it.
appendix to the contract
• adjunct or supplement to a written agreement
vermiform appendix
• part of the intestines

appendix را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
پِی افزود

[پزشکی]
روده کور ، فزون روده

مینا عنایتی
ضمیمه ، پیوست.
مرتضی
attach و append هر دو به معنای " پیوست کردن " هستند اما با یک تفاوت جزئی :

مثلا یک سند را درنظر بگیرید . ممکن است شما بخواهید یک متنی رو به هر دلیلی به آن سند اضافه کنیداین کار شما همان appendix یا پیوست است حتما تا حالا دیدید که اخرای هرکتابی معمولا یک بخش به عنوان پیوست هستش که این همان appendix است

اما اگر شما بخواهید یک مهر یا امضا به ان سند اضافه کنید این کار شما attachment هستش . همچنین در تلگرام ، واتس اپ و یا ایمیل قسمتی وجود دارد به شکل گیره کاغذ ( سنجاق ) که شما با استفاده از آن یک فایل رو به فضای چت پیوست میکنید .


درواقع append برای پیوست یک متن به متن دیگر ( و فقط در نوشته ها و اسناد کاربرد دارد . )
اما attach پیوست دو چیز ناهمگون است و کاربرد آن محدود به نوشته های متنی نیست .

امیدوارم اگه نادرست گفته باشم حتما شما اصلاح کنید . /
متین خدایی
آپاندیس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی appendix
کلمه : appendix
املای فارسی : اپپندیکس
اشتباه تایپی : شححثدیهط
عکس appendix : در گوگل

آیا معنی appendix مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )