برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

antiskid

بررسی کلمه antiskid

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of skid.

واژه antiskid در جمله های نمونه

1. The car has many safety features, including anti-skid braking.
[ترجمه ترگمان]این خودرو دارای ویژگی‌های ایمنی زیادی از جمله ترمز ضد skid است
[ترجمه گوگل]این خودرو دارای ویژگی های ایمنی بسیاری است، از جمله ترمز ضد قفل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The antiskid drive mechanism is the gearwheel and gear rack antiskid mechanism, the chain wheel and chain link antiskid mechanism, and the steel cable antiskid mechanism.
[ترجمه ترگمان]مکانیزم محرک antiskid مکانیزم gearwheel و rack دنده، مکانیزم زنجیره و مکانیزم زنجیره متصل به حلقه و مکانیزم antiskid فولادی است
[ترجمه گوگل]مکانیزم درایو ضد درزگیر مکانیسم ضد قفل چرخ دنده و چرخ دنده، چرخ دنده زنجیره ای و مکانیزم ضد زنگ زنجیره ای، و مکانیسم لغزنده کابل فولادی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Some details in design concerning antiskid surface, sanitary equipment and lavatory and auxiliary facilities are discussed.
[ترجمه ترگمان]برخی از جزئیات طراحی مربوط به سطح antiskid، تجهیزات بهداشتی و دستشویی و تسهیلات کمکی مورد بحث قرار گرفته‌اند
[ترجمه گوگل]برخی از جزئیات طراحی در مورد سطح لغزش، تجهیزات بهداشتی و امکانات توالت و کمکی مورد بحث قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی antiskid در دیکشنری تخصصی

antiskid
[پلیمر] ضد لغزش
[عمران و معماری] زبرسازی

معنی کلمه antiskid به انگلیسی

antiskid
• preventing from sliding; constructed to prevent skidding

antiskid را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی antiskid مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )