برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1395 100 1

antidote

/ˈæntidoʊt/ /ˈæntidəʊt/

معنی: پادزهر، ضد سم، پازهر، تریاق
معانی دیگر: (داروسازی) پادزهر، نوشدارو، علاج همه ی دردها، راه حل

بررسی کلمه antidote

اسم ( noun )
مشتقات: antidotal (adj.), antidotally (adv.)
(1) تعریف: a substance that counteracts poison or disease.
مترادف: medication, medicine, mithridate, specific
متضاد: poison
مشابه: antibody, antipyretic, antitoxin, antivenin, corrective, counterirritant, curative, cure, drug, medicament, pharmaceutical, physic, remedy, restorative

- The antidote must be administered immediately after such a bite.
[ترجمه ترگمان] پادزهر هم باید بلافاصله بعد از این گاز بهش حمله بشه
[ترجمه گوگل] پادزهر باید بلافاصله بعد از این نیش بخورید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: anything that acts as a remedy or counteracts.
مترادف: corrective, remedy
متضاد: poison
مشابه: countermeasure, curative, cure, offset

- High interest rates can be an antidote for runaway inflation.
[ترجمه ترگمان] نرخ سود بالا می‌تواند یک پادزهر برای تورم فراری باشد
[ترجمه گوگل] نرخ بهره بالا می تواند یک پادزهر برای تورم فرار باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه antidote در جمله های نمونه

1. the antidote that was given to sohrab too late
نوشدارو که پس از مرگ سهراب رسید

2. discipline is the antidote for idleness
انضباط چاره‌ی تنبلی است.

3. Knowledge is the antidote to fear.
[ترجمه ترگمان]آگاهی از آگاهی از ترس است
[ترجمه گوگل]دانش پادزهر برای ترس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Knowledge is the antidote of fear.
[ترجمه ترگمان]آگاهی از antidote است
[ترجمه گوگل]دانش پادزهر ترس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They kept whiskey to antidote themselves against snake bike.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها ویسکی را نگه داشتند تا خود را با دوچرخه مار ضد عفونی کنند
[ترجمه گوگل]آنها ویسکی را برای ضدعفونی کردن در برابر دوچرخه مار نگه داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The holiday was a marvellous antidote to the pressures of office work.
[ترجمه ترگمان]تعطیلات به ...

مترادف antidote

پادزهر (اسم)
antidote , theriac
ضد سم (اسم)
antidote
پازهر (اسم)
antidote
تریاق (اسم)
antidote , theriac , treacle

معنی antidote در دیکشنری تخصصی

antidote
[شیمی] پادزهر، تریاق ، نوشدارو
[بهداشت] پادزهر - تریاق

معنی کلمه antidote به انگلیسی

antidote
• remedy; medicine that works against the effects of poison
• an antidote is a chemical substance that stops or controls the effect of a poison.
• the antidote to something which is harmful, difficult, or unpleasant is something that helps to make it better or easier to deal with.

antidote را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

غزل
راه حل
بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
با سلام، پادزهر ، آنتاگونیست، آنتی توکسین.
ضد سم.
با تشکر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی antidote
کلمه : antidote
املای فارسی : انتیدت
اشتباه تایپی : شدفهیخفث
عکس antidote : در گوگل

آیا معنی antidote مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )