برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1532 100 1
شبکه مترجمین ایران

antagonist

/ænˈtæɡənəst/ /ænˈtæɡənɪst/

معنی: دشمن، مخالف، رقیب، خصم، عدو، هم اورد، ضد
معانی دیگر: هم ستیز، پادستیز، حریف، پادکوش

بررسی کلمه antagonist

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person who contends or fights with another; enemy, competitor, or adversary.
مترادف: adversary, foe, opponent
متضاد: ally, supporter
مشابه: archenemy, competition, competitor, disputant, enemy, heavy, opposition, rival

- Police officers learn to defend themselves against armed antagonists.
[ترجمه ترگمان] افسران پلیس نحوه دفاع از خود در برابر آنتاگونیست های مسلح را می‌آموزند
[ترجمه گوگل] افسران پلیس می آموزند از خود در مقابل مخالفان مسلح دفاع کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in literature, the hero's enemy.
مترادف: villain
مشابه: archenemy, enemy, heavy, rival

(3) تعریف: one muscle that causes movement in the opposite direction from that caused by another.
مشابه: complement, counterpart, opposite

واژه antagonist در جمله های نمونه

1. afrasiab was rustam's antagonist
افراسیاب هماورد رستم بود.

2. He hit upon a plan to defeat his antagonist.
[ترجمه ترگمان]به نقشه‌ای افتاد که حریف خود را شکست دهد
[ترجمه گوگل]او بر روی یک برنامه برای شکست دادن آنتاگونیست خود ضربه زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He serves as the main antagonist of the film.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان مخالف اصلی فیلم عمل می‌کند
[ترجمه گوگل]او به عنوان نزاع اصلی فیلم کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His antagonist in the debate was quicker than he.
[ترجمه ترگمان]رقیب او در مباحثه با او سریع‌تر از او بود
[ترجمه گوگل]مبارز او در این بحث سریعتر از او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Spassky had never previously lost to his antagonist.
[ترجمه ترگمان](اسپاسکی)هرگز قبلا به حریف خود باخته بود
[ترجمه گوگل]اسپاسکی هرگز به دفاع از خود دست نیافت
[ترجمه شما] ...

مترادف antagonist

دشمن (اسم)
adversary , enemy , hostile , foe , antagonist , foeman
مخالف (اسم)
alien , dissident , nonconformist , opponent , adversary , foe , antagonist , anti , dissenter , dissentient , opposer
رقیب (اسم)
adversary , antagonist , rival , competitor , corrival
خصم (اسم)
opponent , adversary , enemy , foe , antagonist , foeman
عدو (اسم)
opponent , adversary , enemy , hostile , foe , antagonist , oppositionist , assailant , contestant , gutfighter
هم اورد (اسم)
supplement , adversary , antagonist , competitor , corrival
ضد (اسم)
opponent , adversary , hostile , foe , antagonist , opposite , contrast

معنی antagonist در دیکشنری تخصصی

[سینما] مخالف - شخص بازی مخالف - ضد قهرمان

معنی کلمه antagonist به انگلیسی

antagonist
• adversary, opponent; one who opposes; (pharmacology, medicine) drug or substance that acts against or annuls the effect of another substance
• your antagonist is your opponent or enemy.

antagonist را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
پادکُنِشگر
Il Duce
پادچا
الی^-^
شخصیت منفی داستان
ماهان
حریف,دشمن
میثم علیزاده
در طرف مقابل، حریف
mahdi
عضله مخالف
نفیسه
عضله ایی که وقتی اگونیست فعاله غیر فعاله

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی antagonist

کلمه : antagonist
املای فارسی : انتاگونیست
اشتباه تایپی : شدفشلخدهسف
عکس antagonist : در گوگل

آیا معنی antagonist مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )