برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1619 100 1
شبکه مترجمین ایران

angel

/ˈeɪndʒəl/ /ˈeɪndʒəl/

معنی: فرشته، فرشتگان، سروش، فروهر
معانی دیگر: ملک، امشاسپند، منبع الهام، روح راهنما و یاری دهنده، آدم خوب و زیبا، آدم مهربان و خوب، نمای انسانی در لباس سفید با دو بال سفید و طوقی از نور به دور سر، (انگلیس) نوعی سکه که آخرین بار در 1634 ضرب شد، سکه ی فرشته نشان، (عامیانه - در مورد تقبل هزینه ی ارائه ی نمایش و غیره) کمک کننده، کمک مالی کردن، مالک

بررسی کلمه angel

اسم ( noun )
(1) تعریف: in certain theologies, a spiritual being acting as a servant or messenger of God, usu. represented as a human figure with wings and a halo.
مترادف: archangel, cherub, seraph
متضاد: demon, devil
مشابه: celestial, divinity, spirit

(2) تعریف: a person of great beauty, kindness, virtue, or spiritual purity.
مترادف: saint
متضاد: demon, devil
مشابه: gem, paragon, treasure

(3) تعریف: a spirit who serves as a guide or guardian.
مترادف: familiar, patron saint
مشابه: genius, patron, tutelary

واژه angel در جمله های نمونه

1. an angel in human shape
فرشته‌ای در قالب انسان

2. the angel appeared for a second and then disappeared
فرشته یک لحظه ظاهر و سپس ناپدید شد.

3. and an angel of the lord appeared to mary
و فرشته‌ی خداوند بر مریم ظاهر شد.

4. look homeward, angel !
ای فرشته به زادگاهت بنگر!

5. my guardian angel
فرشته‌ی رهنمای من

6. my guardian angel
فرشته‌ی محافظ من

7. i was an angel and the lofty paradise was my abode
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

8. my mother was an angel
مادرم فرشته بود.

9. she is like an angel
او مثل فرشته است.

10. she looked like a perfect angel
او مثل یک فرشته‌ی تمام عیار بود.

11. they believed that everyone had a good angel and an evil spirit
آنان معتقد بودند که هر کس یک ملک خوب و یک روح بد دارد.

12. each side of a triangle subtends the opposite angel
هر بر مثلث در جلو زاویه‌ی مقابل قرار دارد.

13. According to the Bible, an angel told Mary that she would have God's son J ...

مترادف angel

فرشته (اسم)
angel , watcher , saint
فرشتگان (اسم)
angel
سروش (اسم)
angel , gabriel , messenger angel
فروهر (اسم)
angel , essence

معنی عبارات مرتبط با angel به فارسی

رجوع شود به: pcp
آبشار انجل (در جنوب شرقی کشور ونزوئلا)
(امریکا) نوعی کیک سفید و سبک (از سفیده ی تخم مرغ و بدون کره) (angel cake هم می گویند)
(خوراک پزی) رشته فرنگی بسیار نازک (angel's hair هم می گویند)
فرشته پرستی
فرشته ی تباهی (انواع قارچ های سپید و بسیار زهرین به ویژه گونه های amanita verna و amanita virosa)
فرشته پرستار
فرشته ی محافظ من

معنی کلمه angel به انگلیسی

angel
• spirit servant of god (usually shown as having wings and a halo)
• angels are spiritual beings that some people believe are god's messengers and servants in heaven.
• if you call someone an angel, you mean that they are very good, kind, and considerate.
angel fish
• moonfish, type of large fish found in the atlantic and pacific and mediterranean; porgy
angel island
• island and state park in san francisco bay (california, usa)
angel of death
• messenger of death, the grim reaper, angel appointed to take the souls of people; cruel person
guardian angel
• heavenly creature whose job it is to guard over a human being
• a guardian angel is a spirit who is believed to protect and to guide a particular person.
like an angel
• heavenly, similar to an angel (i.e. innocent, kind, etc.)
little angel
• good child
street angel
• name of a film created in 1928 about a woman who becomes homeless

angel را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرشته
فرشته
آیدا
فرشته
امیر
زاویه
الناز
زاویه
Euler angles
زوایای اویلر
fati
فرشته
ساغر
فرشته
بهار
فرشته
Roomina
معنی angel :(فرشته)
ارغوان
رنگ یک گل که بنفش مایل به قرمزه
ملیکا
معنی اسم آنجل میشه فرشته
مثل اسم ملیکا که معنیش میشه فرشته ، البته بهش ملکه هم میگن
smr
an investor in a venture, esp a backer of a theatrical production
سرمایه گذار
Figure
My name is Angel
He is cleaner than me
Because he is a perfect human being

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی angel

کلمه : angel
املای فارسی : انگل
اشتباه تایپی : شدلثم
عکس angel : در گوگل

آیا معنی angel مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )