برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1640 100 1
شبکه مترجمین ایران

anchor

/ˈæŋkər/ /ˈæŋkə/

معنی: لنگر، لنگر کشتی، لنگر انداختن، محکم شدن، با لنگر بستن یا نگاه داشتن
معانی دیگر: با لنگر ثابت نگاهداشتن، لنگر کردن، وسیله ی ثبات، درجا نگهدار، مهارکردن، قلاب کردن، برجا داشتن، ثابت شدن، سر خبرگزاری کردن، (دوی امدادی و طناب کشی و غیره) آخرین نفر تیم، عقب دار، (کشتی) لنگر، مهاری، (در تیم های ورزشی و گروه های خبری و غیره) سر دسته، لنگرچی، وابسته به عقب داری، عقب داری کردن

بررسی کلمه anchor

اسم ( noun )
عبارات: weigh anchor
(1) تعریف: a heavy device, connected by a cable to a boat or ship, that is dropped to the bottom of a body of water to restrict the vessel's motion.
مترادف: mooring
مشابه: drag, sea anchor

- They found a quiet cove and dropped anchor for the night.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها یک خلیج آرام پیدا کردند و برای شب لنگر انداختند
[ترجمه گوگل] آنها یک ساحل آرام پیدا کردند و لنگر را برای شب برداشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They raised the anchor and set sail.
[ترجمه ترگمان] لنگر را بلند کردند و بادبان کشیدند
[ترجمه گوگل] آنها لنگر را بالا برده و بادبان را تنظیم می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: any similar device used to prevent motion.
مترادف: grapnel, kedge
مشابه: grappling iron

(3) تعریف: something that provides stability or equilibrium.
مترادف: prop, security
مشابه: foundation, mainstay, mooring, rock, support

- Their love for each other was the family's anchor.
...

واژه anchor در جمله های نمونه

1. mushroom anchor
لنگر قارچ‌سان

2. at anchor
(کشتی) لنگر انداخته،در لنگرگاه

3. drag anchor
1- (به واسطه‌ی گیر نکردن لنگر) دستخوش امواج بودن،از جای خود حرکت کردن،ثابت نبودن 2- پسروی کردن،ناکام شدن،لغزیدن

4. weigh anchor
(کشتی) لنگر برداشتن،عزیمت کردن

5. weigh anchor
لنگر کشیدن،لنگر برداشتن

6. the ship's anchor had become meshed in rocks
لنگر کشتی در صخره‌ها گیر کرده بود.

7. to cast anchor
لنگر انداختن

8. ride at anchor
(کشتی) لنگر انداختن و در جای خود ثابت بودن

9. ride at anchor
لنگر انداخته شناور بودن

10. drop (or cast) anchor
(کشتی) لنگر انداختن،پهلو گرفتن،در جایی ساکن شدن،رحل اقامت افکندن

11. in tugs-of-war usually the heaviest team member serves as the anchor
در مسابقه‌های طناب کشی معمولا سنگین‌ترین عضو تیم را عقب‌دار می‌کنند.

12. The ship cast anchor for the night.
[ترجمه علی اصغر] کشتی برای شب لنگر انداخت ...

مترادف anchor

لنگر (اسم)
anchor , grapnel , make-fast
لنگر کشتی (اسم)
anchor , sea anchor
لنگر انداختن (فعل)
anchor , moor , harbor , harbour
محکم شدن (فعل)
anchor
با لنگر بستن یا نگاه داشتن (فعل)
anchor

معنی عبارات مرتبط با anchor به فارسی

(یخی که کف رودخانه یا دریاچه ای را که سطح آن یخ نزده است می پوشاند) لنگر یخ
به زاویه ی ...، (کشتی) لنگر انداخته، در لنگرگاه
1- (به واسطه ی گیر نکردن لنگر) دستخوش امواج بودن، از جای خود حرکت کردن، ثابت نبودن 2- پسروی کردن، ناکام شدن، لغزیدن
رجوع شود به: sea anchor
(کشتی) لنگر انداختن، پهلو گرفتن، در جایی ساکن شدن، رحل اقامت افکندن
(کشتی) لنگر انداختن و در جای خود ثابت بودن، لنگر انداخته شناور بودن
(کشتیرانی) لنگر چتری، لنگر کشتی
لنگر بزرگ (که فقط در مواقع اضطراری افکنده می شود)، لنگر اصلی، لنگر سنگین کمر کشتی، نقطه اتکاء
(کشتی) لنگر برداشتن، عزیمت کردن، لنگر کشیدن، لنگر برداشتن

معنی anchor در دیکشنری تخصصی

anchor
[عمران و معماری] مهار - مهاری - قلاب - گیره - مهارکردن
[کامپیوتر] لنگر - محل نشانه گذاری شده در یک نوشته که کاربر می تواند از هر جایی به آن محل پرش کند مانند فرمان هتمل
[مهندسی گاز] لنگر ، لنگرانداختن ، قلاب نگهدارنده
[زمین شناسی] میل مهار ، مهار- قلاب ، گیره -مهار کردن
[صنعت] لنگر
[ریاضیات] لنگر انداختن، لنگر
[کوه نوردی] کارگاه ، نقطه حمایت - بلوک
[خاک شناسی] دفن ناقص
[نفت] مهاربستن
[پلیمر] قلاب، لنگر
[زمین شناسی] پیچ لنگ مکانیکی،میل مهار نوعی وسیله نگهداری است که پس ازنصب تحت کشش قرار می گیرد.در مقایسه با پیچ سنگ استحکام بیشتروطول بلندتری دارد.میل مهاری راازفولاد های بامقاومت بالا ومعمولا به صورت کابل می سازند.
[عمران و معماری] بلوک مهار
[نفت] بلوک مهار
[زمین شناسی] کنده مهاری (anchorage) کنده مهاری بتنی واقع بر روی یک دامنه تپه برای مهار و تثبیت و نگهداری لوله آببر یا تونل آب بر توربین .
[عمران و معماری] پیچ مهاری - پیچ مهار
[زمین شناسی] محفظه میل مهار
[نفت] بویه ی راهنما
[کامپیوتر] سل قفل ؛ سل تثبیت .
[نفت] یدک کش حمل لنگر
...

معنی کلمه anchor به انگلیسی

anchor
• heavy object placed in the water in order to hold boats in place; main broadcaster on a tv or radio program, broadcaster; source of security or stability, refuge; text used as the start or end of a hypertext link (internet)
• attach firmly, fasten tightly; drop an anchor (from a boat)
• an anchor is a heavy hooked object attached to a chain that is dropped from a boat into the water to make the boat stay in one place.
• when a boat anchors or when you anchor it, its anchor is dropped into the water to make it stay in one place.
• if you anchor an object, you prevent it from moving by fixing it firmly to something that is stationary.
• an anchor of a broadcast is a person, usually based in a studio, who acts as a link between parts of a programme. count noun here but can be used as a verb with object. e.g. in 1946 he came back...to anchor the `world news roundup' on radio.
anchor dues
• fee paid for anchoring a boat
anchor man
• an anchor man of a radio or television broadcast is a person, usually based in a studio, who acts as a link between different parts of a programme and, for example, maintains contact with people and reporters who are outside the studio.
cast anchor
• drop an anchor (to hold a boat or ship in place)
come to an anchor
• settle; come to source of security or stability
drop anchor
• lower the anchor of a ship
purchase an anchor
• raise anchor, pull up the anchor
raised the anchor
• lifted the anchor in preparation for sailing
sea anchor
• drogue, device used to hold a ship in one place while at sea
...

anchor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد جواد
مهار کردن-ثابت شدن-متصل شدن(verb)
لنگر-مهار-گوینده خبر در کشور ایالات متحده(noun)
Mohammad
لنگر
delir
لنگر کشتی
a.r
گوینده، مجری
the main broadcaster on a program of news, sports, etc.; an anchorperson
H 1102
لنگرگاه
فریــــــماه رفیعی
به کرسی نشاندن
محمد سجادی
کسی که در یه موقعیت بد و نامشخص ثبات و اعتماد به نفس میده - آرام‌بخش
مجتبی خانی
رتبه بندی
درجه بندی
تفاضل
مثال:
Response options for all multi-item measures in this study were anchored from (1) strongly disagree to (5) strongly agree =
The response options in the study were ranging from "strongly disagree" on one end, to "strongly agree" on the other hand:

در این مطالعه پاسخ تمام سوالات چند گزینه ای از (1) به شدت مخالف تا (5) بسیار موافق رتبه بندی شدند.
Miss.Raya
منظور از لنگر کشتی هست
اگه میخواهید با من آشنا شوید روی اسم بنفش رنگ Miss.Raya که بالای نظرم نوشته شده کلیک کنید .
لطفا لاییک هم بکنید .
عاشقتونم😘
با تشکر
shiva_sisi‌
لنگر
سعیده
تکیه گاه
Hadi
گوینده خبر
مطلبی
تقویت کردن
سورنا شهرکی
1. لنگر انداختن.
2. محکم شدن.
3. در شرایط سخت کسی را حمایت کردن.
Toomaz
محکم کردن،تثبیت کردن
علی حسین اسفند زاد
نقطۀ اتکا
elnaz
لنگر
Mahdi Man City
An anchor is a heavy metal object at the end of a chain or rope in a boat or ship
اژدر
پهلو گرفتن
85.
لنگر کشتی 🎆🎆🎀
که برای ایستادن و متوقف کردن حرکت کشتی استفاده می شه.⚓️⚓️
محدثه فرومدی
لنگر گرفتن
ابوالفضل حاجی زاده
قلاب

به معناي "قلاب" نيز ميباشد
مهدی
مجری برنامه
Hazel
لنگر.
An anchor is a heavy metal object at the end of achain or rope in a boat or ship.
حسین
تثبیت کردن
راضیه موسوی خورشیدی
تثبیت جایگاه، تقویت کردن
Helia99
Anchor به معنای اساس هم میتونه بیاد
darknet
در دیکشنری آکسفورد:
1- لنگر (کشتی)
2- تکیه گاه (در مورد اشخاص)
3- مجری برنامه تلوزیونی
یه زیبا
این واژه معانی متفاوت دارد یکی از آن ها این است که در زبان انگلیسی به کسی که گوینده رادیو باشد anchor میگویند.
my father is an anchor : پدر من یک گوینده رادیو است.
امیر نصیری
[در پرسشنامه‌های پژوهشی] نقطه‌پاسخ
اسما
با حرف اضافه in و به صورت مجهول،‌به معنای مرتبط بودن با چیزی،‌یا بر اساس چیزی بودن
SoheilAA
پشتیبان
حامی
سمیراا
آویز روی لباس
پروین
تحت کنترل درآوردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی anchor

کلمه : anchor
املای فارسی : انچر
اشتباه تایپی : شدزاخق
عکس anchor : در گوگل

آیا معنی anchor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )