برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1439 100 1

amnion


معنی: مشیمه، پردهء دور جنین
معانی دیگر: (کالبد شناسی - جانورشناسی) مشیمه ی جنین، آمنیون (داخلی ترین غشای کیسه ی آمنیون است و آب جنین amniotic fluid در آن قرار دارد)، آب پرده، درونه، pl تش

بررسی کلمه amnion

اسم ( noun )
حالات: amnia, amnions
• : تعریف: a thin membranous sac, filled with a watery fluid, that contains the embryo of a mammal, bird, or reptile.

واژه amnion در جمله های نمونه

1. AIM : To explore the significant actions of amnion implant after trabeculectomy in rabbit eyes.
[ترجمه ترگمان](AIM: برای بررسی کاره‌ای مهم ایمپلنت amnion بعد از trabeculectomy در چشمان خرگوش
[ترجمه گوگل]اهداف: برای بررسی اقدامات مهم ایمپلنت آمنیون پس از ترابکولکتومی در چشم خرگوش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Methods Fresh amnion transplantation was performed in 2case ( 24 eyes ) of early conjunctival alkali burn.
[ترجمه ترگمان]روش پیوند amnion در ۲ حالت (۲۴ ساعته)از burn قلیایی اولیه انجام شد
[ترجمه گوگل]روش ها: پیوند آمنیون تازه در 2 قطعه (24 چشم) سوختگی قلیایی کونژنتیک اولیه انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Conclusions Ocular surface reconstruction by human amnion transplantation is a good method for operation.
[ترجمه ترگمان]نتیجه‌گیری بازسازی سطح ocular توسط پیوند amnion انسان یک روش خوب برای عملیات است
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری بازسازی سطح چشم با پیوند آمنیون انسان روش خوبی برای عمل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. AIM: To observe the clinical effect of biological amnion combined with conjunctival flap with lim ...

مترادف amnion

مشیمه (اسم)
afterbirth , placenta , amnion
پردهء دور جنین (اسم)
amnion

معنی کلمه amnion به انگلیسی

amnion
• membrane which surrounds a fetus before birth (anatomy, zoology)

amnion را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی amnion
کلمه : amnion
املای فارسی : امنین
اشتباه تایپی : شئدهخد
عکس amnion : در گوگل

آیا معنی amnion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )