برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1363 100 1

amid

/əˈmɪd/ /əˈmɪd/

معنی: در میان، وسط
معانی دیگر: در وسط، در بحبوحه، در حین

بررسی کلمه amid

حرف اضافه ( preposition )
• : تعریف: surrounded by; in the environment of; in the middle of.
مشابه: midst

- Having been in the hospital for so long, he was happy to be amid his friends and family again.
[ترجمه ترگمان] او که مدت زیادی در بیمارستان بستری بود، خوشحال بود که دوباره در میان دوستان و خانواده‌اش قرار دارد
[ترجمه گوگل] او مدتها در بیمارستان بود و خوشحال بود که دوباره در کنار دوستان و خانواده اش باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They didn't know which way to go amid the chaos caused by the earthquake.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها نمی‌دانستند که در میان هرج و مرج ناشی از زلزله چه راهی وجود دارد
[ترجمه گوگل] آنها نمی دانستند که در میان هرج و مرج ناشی از زلزله چه می گذرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه amid در جمله های نمونه

1. tombstones standing amid blooming flowers had a particular appeal
سنگ‌های قبر در میان گل‌های شکوفا جلوه‌ی خاصی داشت.

2. cows were browsing amid the flowers on top of the hill
گاوها در میان گل‌های روی تپه می‌چریدند.

3. he was hanged amid the crowd's jeers
(او) در میان تمسخر و هیاهوی جمعیت به دار آویخته شد.

4. Their marriage took place amid a blaze of publicity.
[ترجمه ترگمان]ازدواج آن‌ها در میان آتش تبلیغات رخ داد
[ترجمه گوگل]ازدواج آنها در میان شعله های تبلیغاتی رخ داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He sat down amid deafening applause.
[ترجمه ترگمان]او در میان تشویق کر کننده نشست
[ترجمه گوگل]او در میان اعتراضات ناخوشایند نشست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Go placidly, amid the noise and the haste, and remember what peace there may be in silence.
[ترجمه ترگمان]به آرامی، در میان صدا و شتاب، به خاطر داشته باش که در سکوت چه آرامش و آرامش وجود دارد
[ترجمه گوگل]به آرامی، در میان سر و صدا و عجله، و به یاد داشته باشید که صلح ممکن است در سکوت وجود دارد
[ترجمه ...

مترادف amid

در میان (حرف اضافه)
into , across , among , between , amongst , amid , amidst , midst , betwixt
وسط (حرف اضافه)
amid , amidst

معنی عبارات مرتبط با amid به فارسی

درمیان کشتی

معنی amid در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] اصطلاح شیمی آمید ،موادی که از مواد آمونیاک دار مشتق می شوند
[ریاضیات] وسط

معنی کلمه amid به انگلیسی

amid
• in the middle of; surrounded by
• if something happens amid noises or events of some kind, it happens while they are occurring.
• if something is amid other things, it is surrounded by them; a literary use.

amid را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید ترابی
1. بحبوحه
2. در میان، در وسط
حمید پرهام
در خلال
سعید صفاری مقدم
در زمان...(وقوع رویداد یا اتفاقی دیگر)، در هنگام...، در میانه ...
در اثنا، در خلال، در بحبوحه، در حین
در میان/وسط چیزهای دیگر
در میان/وسط رویدادی دیگر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی amid
کلمه : amid
املای فارسی : عمید
اشتباه تایپی : شئهی
عکس amid : در گوگل

آیا معنی amid مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )