برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1635 100 1
شبکه مترجمین ایران

altitude sickness

/ˈæltəˌtuːdˈsɪknəs/ /ˈæltɪtjuːdˈsɪknəs/

کسالت در اثر ارتفاع زیاد مثل خون دماه و تهوع

واژه altitude sickness در جمله های نمونه

1. Dehydration is one of the keys to altitude sickness.
[ترجمه ترگمان]کمبود آب، یکی از کلیدها به ارتفاع ارتفاع هست
[ترجمه گوگل]Dehydration یکی از کلید های بیماری ارتفاع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. An expert on altitude sickness says he hasn't got long to live.
[ترجمه ترگمان]یک کارشناس در ارتفاع هواپیما می‌گوید زنده نیست
[ترجمه گوگل]یک متخصص بیماری در ارتفاع می گوید که او هنوز زنده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Last summer altitude sickness ruined one Sierra trip of mine and half-ruined another.
[ترجمه ترگمان]بیماری ارتفاع تابستانی آخرین سفر من و نیمی دیگر را خراب کرد
[ترجمه گوگل]بیماری تابستانی تابستان گذشته یک سفر سیرا معدن و دیگری نابود کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. People with altitude sickness should not take any aircrafts.
[ترجمه ترگمان] مردم با ارتفاع بالا نباید هیچ aircrafts رو تحمل کنن
[ترجمه گوگل]افراد مبتلا به بیماری در ارتفاع باید هواپیما را نگیرند ...

معنی altitude sickness در دیکشنری تخصصی

altitude sickness
[بهداشت] آزار بلندی - ناخوشی ارتفاع

altitude sickness را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی altitude sickness

کلمه : altitude sickness
املای فارسی : التیتود سیکنس
اشتباه تایپی : شمفهفعیث سهزندثسس
عکس altitude sickness : در گوگل

آیا معنی altitude sickness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )