برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

almanac

/ˈɒlməˌnæk/ /ˈɔːlmənæk/

معنی: سالنامه، تقویم نجومی، تقویم سالیانه، نشریهء اطلاعات عمومی، مجموعه
معانی دیگر: سالنما، تقویم نجومی (که شامل تقویم و اطلاعات نجومی و جوی و غیره است)

بررسی کلمه almanac

اسم ( noun )
(1) تعریف: a published collection of interesting and useful facts about many different subjects.

(2) تعریف: an annually published calendar, traditionally used by farmers, that predicts weather and times of celestial events such as lunar phases, sunrises and sunsets, and the like, and lists other useful data.

(3) تعریف: a compendium of astronomical and meteorological statistics and projections.

واژه almanac در جمله های نمونه

1. reference to an almanac
پس‌گشت (رجوع) به سالنامه

2. A nautical almanac gives information about the sun, moon, tides, etc.
[ترجمه ترگمان]تقویم دریایی اطلاعات مربوط به خورشید، ماه، جزر و مد و غیره را می‌دهد
[ترجمه گوگل]آلمانیا دریایی اطلاعاتی در مورد خورشید، ماه، جزر و مد و غیره ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. If an almanac editor gets ten percent of his predictions right in a given year, he counts it a success.
[ترجمه ترگمان]اگر یک ویرایشگر تقویم نجومی ۱۰ درصد از پیش‌بینی‌های خود را در یک سال مشخص دریافت کند، او آن را یک موفقیت می‌شمارد
[ترجمه گوگل]اگر یک ویرایشگر دستنامه ده درصد از پیش بینی های خود را در یک سال داده شود، او آن را موفق می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Finally, the annual volumes of Whitaker's Almanac can be of great value regarding fractions of the day and other matters.
[ترجمه ترگمان]در نهایت، حجم سالیانه Almanac Whitaker can می‌تواند در مورد کسر حقوق روز و مسائل دیگر ارزش زیادی داشته باشد
[ترجمه گوگل]در نهایت، حجم سالانه آلمانیا ویتاکر می تواند از لحاظ مقدار کافی از روز و سایر مسائل باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف almanac

سالنامه (اسم)
almanac , yearbook , calendar , annals
تقویم نجومی (اسم)
almanac , ephemeris
تقویم سالیانه (اسم)
almanac
نشریهء اطلاعات عمومی (اسم)
almanac
مجموعه (اسم)
complex , collection , scrapbook , almanac , set , anthology , chrestomathy , treasury , music book , reading book , set of series

معنی عبارات مرتبط با almanac به فارسی

گاهنامه یک ورقی

معنی almanac در دیکشنری تخصصی

almanac
[ریاضیات] تقویم نجومی، تقویم سالانه

معنی کلمه almanac به انگلیسی

almanac
• yearly publication (includes a calendar, lunar cycles, farmer's advice, etc.); publication containing statistical information
• an almanac is a book that is published every year, containing facts, figures, and other information about a particular subject.
nautical almanac
• yearly journal containing information needed by sailors (such as tides, moon phases, sunrise, etc.)
poor richard's almanac
• almanac published by benjamin franklin (who adopted the pen name "poor richard") which appeared successively from 1732 to 1757

almanac را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی almanac

کلمه : almanac
املای فارسی : المنک
اشتباه تایپی : شمئشدشز
عکس almanac : در گوگل

آیا معنی almanac مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )