برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1689 100 1
شبکه مترجمین ایران

alley

/ˈæli/ /ˈæli/

معنی: کوچه، خیابان کوچک
معانی دیگر: پس کوچه، کوی، راه، معبر، خیابان، راهرو، راهی که دو طرفش درخت باشد، (بازی بیس بال) بخش انتهایی زمین بازی که در دو طرف بخش میانی قرار دارد (power alley هم می گویند)، (بولینگ) باریکه ای که توپ را در امتداد آن به سوی هدف پرتاب می کنند (lane هم می گویند)، (تنیس) دو باریکه ی طرفین زمین که هنگام بازی چهارنفری به زمین بازی افزوده می شود، (روان شناسی) شاخه ی ماز، تیله ای که با آن تیله های دیگر را می زنند

بررسی کلمه alley

اسم ( noun )
حالات: alleys
(1) تعریف: a narrow street or passage between or behind buildings, esp. in a city.
مترادف: alleyway, lane
مشابه: byway, passage, passageway, road, street

(2) تعریف: a narrow lane giving access to the area behind a row of houses.
مترادف: alleyway, lane
مشابه: corridor, passage, road

(3) تعریف: a path or walkway between garden beds, trees, or other landscape elements, as in a park.
مترادف: mall, path, walk, walkway
مشابه: footpath, passage, passageway, promenade

(4) تعریف: a bowling lane.
مترادف: bowling alley, lane

(5) تعریف: the space between the two outer sets of lines on each side of a tennis court, used only in doubles.
اسم ( noun )
حالات: alleys
• : تعریف: a large, special playing marble that is often used as a shooter.

واژه alley در جمله های نمونه

1. a blind alley
کوچه‌ی بن‌بست

2. i went to the alley to see what was up
به کوچه رفتم تا ببینم چه خبر است.

3. passage through that narrow alley
گذر کردن از آن کوچه‌ی باریک

4. up (or down) one's alley
(عامیانه) مطابق سلیقه یا استعداد شخص

5. the ball hopped down the alley
توپ در امتداد کوچه بالا و پایین می‌جهید.

6. the students dallied in the alley
شاگردان در کوچه وقت خود را به بطالت می‌گذراندند.

7. she lives on a dead end alley
او در یک کوی بن‌بست زندگی می‌کند.

8. the negotiations have reached a blind alley
مذاکرات به بن بست رسیده است.

9. keep going till you reach the second alley
بروید تا به کوچه‌ی دوم برسید.

10. his house was at the end of a narrow, winding alley
خانه‌ی او در ته کوچه‌ی تنگ و پرپیچ و خمی بود.

11. i was hoping that no passerby would happen along the alley
امیدوار بودم که اتفاقا سر و کله رهگذری در کوچه پیدا نشود.

12. they dug the well and piled the dirt in the alley
آنها چاه را کندند و خاک آن را در کوچه ...

مترادف alley

کوچه (اسم)
alley , street , lane
خیابان کوچک (اسم)
alley

معنی عبارات مرتبط با alley به فارسی

گربه ی ولگرد
(حرف ندا که هنگام بلند شدن یا بلند کردن بار ادا می شود) یاعلی !، هی ! یاالله !
پرتاب نزدیک سبد(باپرش روى پاس فرستاده) ورزش : پرتاب نزدیک سبد
کوچه تاریک
کوشش یا اندیشه ی بی حاصل، کار بی فایده، کوی بن بست، کوی بن بست کوشش یا اندیشهی بیحاصل، کار بیفایده the negotiations have reached a blind alley مذاکرات به بن بست رسیده است
مسیری که توپ بولینگ را در راستای آن به سوی هدف پرتاب می کنند، لین، باریک راه، باریک راه تالار بولینگ
(نام محله ی نویسندگان ترانه و موسیقی در شهر نیویورک) تین پن الی، محله ی هنرمندان، کوچه موسیقی دانان واهنگ سازان، جماعت موسیقی دانان
(عامیانه) مطابق سلیقه یا استعداد شخص

معنی alley در دیکشنری تخصصی

alley
[عمران و معماری] کوچه - راهرو
[زمین شناسی] کوچه کم عرض ترین راه عبور در شهرها .
[آب و خاک] کشت پر چینی ، کشت کوچه ای
[عمران و معماری] کوچه بن بست
[علوم دامی] راهرو جانبی ؛ راهروی که در دو سوی اصطبلهای بسته با آبشخور در نظر گرفته می شود .
[علوم دامی] راهرو غذا دهی ؛ راهرویی در اصطبلهای بسته که از آن راه ، خوراک به آخورها افزوده می شود .

معنی کلمه alley به انگلیسی

alley
• lane; trail, path
• an alley or alleyway is a narrow path or street.
alley cat
• stray cat, homeless cat
• an alley cat is a cat that lives in the streets of a town, is rather fierce, and is not owned by anyone.
back alley
• narrow passageway behind a house or building
blind alley
• dead end, path without a way out
• a blind alley is a very narrow road which is blocked at one end so that there is no way out.
• if you go up a blind alley when you are trying to achieve something, you end up in a situation in which no progress is possible, and have to start again.
bowling alley
• long hall used in the game of bowling, the wooden lane upon which the 10 pins are placed and the bowling ball is rolled
• a bowling alley is a building which contains several tracks for bowling. you can also refer to the tracks as bowling alleys.
silicon alley
• center for high-tech companies located in manhattan (new york city)

alley را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حصین
بلوار
ندا
به مسیر حرکت توپ در بازی بولینگ هم می گویند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی alley

کلمه : alley
املای فارسی : کوچه
اشتباه تایپی : شممثغ
عکس alley : در گوگل

آیا معنی alley مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )