برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1645 100 1
شبکه مترجمین ایران

allergy

/ˈælərdʒi/ /ˈælədʒi/

معنی: حساسیت، حساسیت نسبت بچیزی
معانی دیگر: حساسیت (مثلا نسبت به برخی خوراک ها و گیاهان و گرد و خاک)، آلرژی، آزیر، بیزاری، انزجار، تنفر

بررسی کلمه allergy

اسم ( noun )
حالات: allergies
• : تعریف: a pathological state of extreme sensitivity to certain substances, causing respiratory difficulties, skin rashes, and other problems.

- His pollen allergy made him sneeze.
[ترجمه ترگمان] حساسیت شدید گرده او او را عطسه کرد
[ترجمه گوگل] آلرژی گرده او باعث عطسه آن شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه allergy در جمله های نمونه

1. he had an allergy to cheese for many years
سال‌ها به پنیر حساسیت داشت.

2. i have an allergy to loud music
از موسیقی بلند بیزارم.

3. There is often no clear distinction between an allergy and food intolerance.
[ترجمه ترگمان]در اغلب موارد تمایز روشنی بین عدم تحمل آلرژی و غذا وجود ندارد
[ترجمه گوگل]اغلب تمایزی روشن بین آلرژی و عدم تحمل غذایی وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This type of allergy can very occasionally be fatal.
[ترجمه ترگمان]این نوع آلرژی ممکن است گاهی کشنده و مهلک باشد
[ترجمه گوگل]این نوع آلرژی می تواند گاهی اوقات کشنده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I have an allergy to cats.
[ترجمه ترگمان] من به گربه‌ها آلرژی دارم
[ترجمه گوگل]من حساسیت دارم به گربه ها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He developed an allergy to pollen.
[ترجمه ترگمان]او آ ...

مترادف allergy

حساسیت (اسم)
friction , liking , delicacy , allergy , sensitivity , sensibility , keenness , sensitometer
حساسیت نسبت بچیزی (اسم)
allergy

معنی allergy در دیکشنری تخصصی

allergy
[علوم دامی] آلرژی
[بهداشت] آزیر - آلرژی - حساسیت

معنی کلمه allergy به انگلیسی

allergy
• excessive sensitivity to certain substances (i.e. animal hair or pollen) which often causes the development of respiratory problems or other symptoms
• an allergy is an illness that you have when you eat, smell, or touch a substance which does not normally make people ill.
food allergy
• allergic reaction to food or a food ingredient
milk allergy
• sensitivity to dairy products

allergy را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی allergy

کلمه : allergy
املای فارسی : آلرژی
اشتباه تایپی : شممثقلغ
عکس allergy : در گوگل

آیا معنی allergy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )