برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

algorithm

/ˈælɡəˌrɪðəm/ /ˈælɡəˌrɪðəm/

معنی: الگوریتم، محاسبه عددی، ازفارسی، حساب رقومی
معانی دیگر: هر شیوه علمی برای حل مسایل، الگوریتم اقلیدسی، ازفارسی الخوارزمی

بررسی کلمه algorithm

اسم ( noun )
مشتقات: algorithmic (adj.)
• : تعریف: a completely determined and finite procedure for solving a problem, esp. used in relation to mathematics and computer science.

- the algorithm for finding the hypotenuse of a right triangle
[ترجمه ترگمان] الگوریتم پیدا کردن the یک مثلث مناسب
[ترجمه گوگل] الگوریتم برای پیدا کردن فرضیه یک مثلث راست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه algorithm در جمله های نمونه

1. Such an algorithm can provide an alternative learning mechanism in a neural network.
[ترجمه ترگمان]چنین الگوریتمی می‌تواند یک مکانیزم یادگیری جایگزین را در یک شبکه عصبی فراهم کند
[ترجمه گوگل]چنین الگوریتمی می تواند مکانیزم یادگیری جایگزین را در یک شبکه عصبی فراهم کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Neural networks may be used for algorithm development as well.
[ترجمه ترگمان]شبکه‌های عصبی ممکن است برای توسعه الگوریتم نیز مورد استفاده قرار گیرند
[ترجمه گوگل]شبکه های عصبی ممکن است برای توسعه الگوریتم نیز استفاده شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Then a basic algorithm for division is shown in Figure again derived from the normal pencil-and paper method.
[ترجمه ترگمان]سپس یک الگوریتم پایه برای تقسیم در شکل بار دیگر از روش معمولی مداد - و کاغذ ارائه شده‌است
[ترجمه گوگل]سپس یک الگوریتم پایه برای تقسیم در شکل نشان داده شده است که از روش معمولی مداد و کاغذ استفاده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The basic search algorithm is as before, except that actions are of two sorts.
...

مترادف algorithm

الگوریتم (اسم)
algorithm
محاسبه عددی (اسم)
algorithm
ازفارسی (اسم)
algorithm
حساب رقومی (اسم)
algorithm

معنی عبارات مرتبط با algorithm به فارسی

معنی algorithm در دیکشنری تخصصی

algorithm
[کامپیوتر] الگوریتم - دستهای از دستورالعمل ها که چگونگی حل یک مساله را بیان می کنند یک الگوریتم باید دقیقا" مشخص باشد تا هیچ شکی در انجام مرحله بعدی به وجود نیاید و تعداد محدودی مراحل داشته باشد. برنامه کامپیوتر. الگوریتمی است که به زبان قابل فهم کامپیوتر نوشته می شود یک الگوریتم را می توان به چندین زبان برنامه نویسی کامپیوتر نوشت الگوریتم ممکن است مجموعه دستوالعملهای فوق مبهم باشد نمی توان آن را مجموعه الگوریتمها تلقی کرد محل توقف ممکن است نقاط گوناگونی در یک رویه زیر برنامه باشد . اما باید به طور دقیق جای قرار گرفتن این محل برای یک حالت خاص مشخص شود برخی از مسائل چنان پیچیده هستند که الگوریتم شناخته شدهای برای حل آنها وجود ندارد و در بسیاری از موارد الگوریتم های شناخته شده نیاز به حجم زمانی بزرگ و غیر ممکن دارد. - راه و روش ؛ الگوریتم .
[برق و الکترونیک] الگوریتم مجموعه ای از قواعد خوش - تعریف برای حل مسئله در چند مرحله ی معین . - الگوریتم ، الخوارزمی
[زمین شناسی] الگوریتمروشی رایانهای یا مرحله اجرایی طراحی شده برای حل یک مشکل خاص. کاربرد آن برای یک مشکل خاص به سکانس محدود
[ریاضیات] الگوریتم
[آمار] الگوریتم
[آب و خاک] الگوریتم توافقی
[آمار] الگوریتم بلوکی
[ریاضیات] الگوریتم سیمپلکس محدود
[ریاضیات] الگوریتم روش توافق
[ریاضیات] الگوریتم کریس-کراس
[ریاضیات] الگوریتم صفحه ی برش
...

معنی کلمه algorithm به انگلیسی

algorithm
• (mathematics) step-by-step procedure used to solve a problem (often includes repetition of steps); step-by-step problem-solving procedure used within software applications (computers)
• an algorithm is a special series of instructions that are carried out in a particular order, for example as part of a computer program.
heuristic algorithm
• algorithm that is based on empirical theory, algorithm that gives an effective solution for specific types of input

algorithm را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید قائینی
دستورالعمل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی algorithm

کلمه : algorithm
املای فارسی : الگوریتم
اشتباه تایپی : شملخقهفائ
عکس algorithm : در گوگل

آیا معنی algorithm مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )