برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1641 100 1
شبکه مترجمین ایران

albuminuria


آلبوموز، هر یک از انواع ترکیبات شیمیایی در نتیجه ی عمل آنزیم ها، محصول اولیه ی هضم پروتئین، وجود آلبومین در ادرار (که ممکن است نشان بیماری کلیوی باشد)، ادرارالبومینی

واژه albuminuria در جمله های نمونه

1. About 1percent of the population have albuminuria.
[ترجمه ترگمان]حدود ۱ درصد از جمعیت albuminuria نفر هستند
[ترجمه گوگل]حدود 1 درصد از جمعیت آلبومینوری دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Albuminuria is an excess amount of a protein called albumin in the urine.
[ترجمه ترگمان]Albuminuria مقدار اضافی پروتیین به نام آلبومین در ادرار است
[ترجمه گوگل]Albuminuria مقدار بیش از حد یک پروتئین به نام آلبومین در ادرار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Quota of albuminuria not only is important to diagnose the renopathy, but also its can aggravate the kidney damage.
[ترجمه ترگمان]استفاده از albuminuria نه تنها برای تشخیص the مهم است، بلکه می‌تواند آسیب کلیه را وخیم‌تر کند
[ترجمه گوگل]مجوز آلبومینوری نه تنها برای تشخیص رینوپاتی مهم است، بلکه باعث آسیب کلیه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Impact of weight change on albuminuria in the general population.
[ترجمه ترگمان]تاثیر تغییرات وزنی در albuminuria جمعیت عمومی
[ترجمه ...

معنی albuminuria در دیکشنری تخصصی

albuminuria
[بهداشت] وجود آلبومین در ادرار که ممکن است موقتی و زودگذر باشد

معنی کلمه albuminuria به انگلیسی

albuminuria
• presence of proteins in urine

albuminuria را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرش
آلبومین در ادرار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی albuminuria

کلمه : albuminuria
املای فارسی : البومینوریا
اشتباه تایپی : شمذعئهدعقهش
عکس albuminuria : در گوگل

آیا معنی albuminuria مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )