برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

airport

/ˈerˌpɔːrt/ /ˈeəpɔːt/

معنی: فرودگاه هواپیما، فرودگاه
معانی دیگر: فرودگاه کشوری

بررسی کلمه airport

اسم ( noun )
• : تعریف: a large area of level land where airplanes can land and take off, usu. including a passenger terminal and cargo and repair facilities.
مترادف: airdrome, airfield
مشابه: air base, airstrip, flying field, landing field, terminal

واژه airport در جمله های نمونه

1. the airport had been carved out of a large forest
فرودگاه در جنگل بزرگی احداث شده بود.

2. the airport lounge
سالن انتظار فرودگاه

3. the airport police arrested him with the loot
پلیس فرودگاه او را با پول‌های مسروقه باز داشت کرد.

4. travel on the airport road is heavy on holidays
در تعطیلات رفت و آمد در جاده‌ی فرودگاه زیاد است.

5. the bustle of the airport gave me a headache
آمد و رفت و سر و صدای فرودگاه سرم را درد آورد.

6. a four-hour wait in the airport
یک انتظار چهار ساعته در فرودگاه

7. a transit lounge in an airport
سالن ترانزیت در فرودگاه

8. he was bumped at the airport to make room for a general
در فرودگاه او را سوار نکردند و جایش را به یک ژنرال دادند.

9. i attended him to the airport
با او به فرودگاه رفتم.

10. she was driving from the airport to central london
او داشت از فرودگاه به مرکز لندن (لندن مرکزی) می‌راند.

11. the airplane was nearing the airport
هواپیما داشت به فرودگاه نزدیک می‌شد.

12. the departure lounge of the airport
...

مترادف airport

فرودگاه هواپیما (اسم)
aerodrome , airport , airfield
فرودگاه (اسم)
airport , airfield , airdrome , taxiway , landing field

معنی airport در دیکشنری تخصصی

airport
[عمران و معماری] فرودگاه
[زمین شناسی] دریچه هوا،هواکش ،فرودگاه
[عمران و معماری] طرح دستی به فرودگاه
[عمران و معماری] سیستم طبقه بندی فرودگاهها
[عمران و معماری] برنامه ریزی فرودگاه
[برق و الکترونیک] رادار مراقبت فرودگاهی ( ای اس آر) راداری واقع در فرودگاه یا نزدیکی آن برای نمایش جهت و فاصله ی هر هواپیما در منطقه . این رادار به تنهایی برای کنترل ترافیک هوایی و به همراه رادار دقیق ورودهواپیما برای سیستم ورود با کنترل زمینی به کار می رود .
[عمران و معماری] فرودگاه نظامی

معنی کلمه airport به انگلیسی

airport
• place used by planes for takeoff and landing
• an airport is a place with buildings, facilities, and runways, where aircraft take off and land.
airport authority
• body responsible for matters concerning airports
airport tax
• local tax imposed on air tickets and passed along to passengers
atarot airport
• airport located in jerusalem
ben gurion airport
• israeli international airport located in lod
charles de gaulle international airport
• international airport located north east of paris (france)
heathrow airport
• airport in london
lod airport
• israel's main international airport (located between tel aviv and jerusalem)
uvda airport
• israeli international airport northwest of eilat

airport را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Elahe
فرودگاه
اریا
معنی
Freeرایگان
فاطی
فرودگاه
tinabailari
فرودگاه
The man going to the airport is my father.
مردی که به فرودگاه می رود پدرم است 🇸🇾🇸🇾
استرس
لطفا استرس های هر کلمه رو هم مشخص کنید
😊😊😊
فرودگاه
جایی که هواپیما وجود داره.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی airport

کلمه : airport
املای فارسی : ایرپورت
اشتباه تایپی : شهقحخقف
عکس airport : در گوگل

آیا معنی airport مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )