برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1569 100 1
شبکه مترجمین ایران

air condition

/ˈerkənˈdɪʃn̩/ /eəkənˈdɪʃn̩/

(با تهویه ی مطبوع) خنک کردن، خنک سازی کردن، دارای دستگاه تهویه کردن، تهویه کردن

بررسی کلمه air condition

فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: air-conditioned (adj.), air-conditioner (n.)
• : تعریف: to furnish with air conditioning.

معنی air condition در دیکشنری تخصصی

air condition را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی air condition

کلمه : air condition
املای فارسی : ایر کاندیشن
اشتباه تایپی : شهق زخدیهفهخد
عکس air condition : در گوگل

آیا معنی air condition مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )