برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

aging

/ˈeɪdʒɪŋ/ /ˈeɪdʒɪŋ/

معنی: سالخورده، کهن

واژه aging در جمله های نمونه

1. strain aging
(فلز کاری) پیرشدگی کرنشی

2. the body's skin loses its elasticity because of aging
پوست بدن در اثر سالمندی،کشسانی خود را از دست می‌دهد.

3. He gave an immaculate performance as the aging hero.
[ترجمه زهرا نصرالهی] او به عنوان قهرمان پیش کسوت عملکردی بی عیب و نقصی کسب کرد
|
[ترجمه ترگمان]او به عنوان قهرمان کهن‌سال یک عملکرد بی‌عیب و نقص به دست آورد
[ترجمه گوگل]او به عنوان قهرمان پیری عملکرد بی نظیری داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In looking at population aging we will consider two distinct dimensions.
[ترجمه ترگمان]در نگاه به پیر شدن جمعیت، ما دو بعد متمایز را در نظر می‌گیریم
[ترجمه گوگل]با توجه به پیری جمعیت، دو ابعاد مجزا را در نظر می گیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. How does an aging politician retain his hold on the loyalty of the voters?
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف aging

سالخورده (صفت)
aged , elderly , old , aging , senile , senescent , hoary
کهن (صفت)
olden , aging , ancient , hoary

معنی عبارات مرتبط با aging به فارسی

علوم مهندسى : عدم کهنگى

معنی aging در دیکشنری تخصصی

aging
[شیمی] پیرسازی ، کهنه کردن ، کهنه شدن
[سینما] پیرنمایی
[برق و الکترونیک] فرسوده سازی عملکرد مدار یا قطعه ای در شرایط کنترل شده و در زمان معین برای بررسی خرابی های محتمل .
[صنایع غذایی] عمل آوری آرد : اصطلاحی است که برای طرز عمل آرد با عاملهای اکسیدکننده بکار میرود.
[زمین شناسی] مسن شدن فرآیندی که طی آن یک دریاچه جوان در نتیجه پر شدن و بادگیری ماده ای، فراوری گیاهی و سایر رویداد ها، به دریاچه پیر تبدیل می شود.
[بهداشت] سالخوردگی
[نساجی] زمان بندی - کهنگی
[ریاضیات] سالخوردگی، فرسودگی، پیر شدن، کهنه شدن، کهنگی
[پلیمر] پیرسازی، زمانمندی
[حسابداری] تجزیه و تحلیل زمانی حسابهای دریافتنی
[حسابداری] تجزیه و تحلیل زمانی حسابهای دریافتنی
[حسابداری] زمان بندی مطالبات
[پلیمر] محافظ پیرشدگی
[حسابداری] زمان بندی مطالبات
[حسابداری] جدول زمان بندی مطالبات
[زمین شناسی] آزمون فرسایش
[پلیمر] زمان پیر شدگی
[پلیمر] پیرسازی شتاب یافته
Ageing ¡ aging ...

معنی کلمه aging به انگلیسی

aging
• maturing; growing older; maturing of financial accounts
aging ear
• hearing loss caused by age especially of high-pitched sounds
aging of receivables
• chronological classification of funds received by a business
aging of wine
• storing of wine for improving the taste
aging process
• process of growing older, process of wearing out
anti aging
• longevity, life extension; increase in average lifespan; antiaging medicine, medical substance designed to treat and retard the aging process; antiaging cream, creat that delays the effects of aging
• delaying the effects of aging, having an effect in decelerating the effects of aging; used to impede the effects of aging, used to reduce the impact of aging
premature aging
• early aging of the body

aging را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجید علیزاده
پیری
a.r
سالخورده
سالخوردگی
n. the act or process of becoming old or older
adj. becoming old : no longer young or new
zahra
پیری
علی اصغر سلحشور
قدمت و کهنگی
هیرو شاهی
فرسودگی
زهرا نصرالهی
(آرشیو)کهنه شدگی (کاغذ٬سند)
تینوش میرزاده
(حسابداری) طبقه بندی
خواباندن شراب و غیره
اردوان
كهن- قديمي - پيرشدن
امیر فراهانی
پیرشدگی، در مهندسی عمران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی aging

کلمه : aging
املای فارسی : اجینگ
اشتباه تایپی : شلهدل
عکس aging : در گوگل

آیا معنی aging مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )