برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1567 100 1
شبکه مترجمین ایران

aggressively

/əˈgres.ɪv.li/ /əˈgres.ɪv.li/

تجاوزکارانه، باجنبه تجاوز، بطورحمله

واژه aggressively در جمله های نمونه

1. Her chin was thrust forward aggressively.
[ترجمه ترگمان]چانه‌اش را به جلو خم کرده بود
[ترجمه گوگل]چانه اش به شدت به جلو حرکت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She swished her racket aggressively through the air.
[ترجمه ترگمان]او در هوا تکان می‌خورد و در هوا تکان می‌خورد
[ترجمه گوگل]او رکورد خود را از طریق هوا پرورش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He behaved aggressively out of bravado.
[ترجمه ترگمان]او از شجاعت رفتار می‌کرد
[ترجمه گوگل]او به شدت از برادویو رفتار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Colour TV has been more aggressively promoted as more manufacturers have joined the competition.
[ترجمه ترگمان]تلویزیون رنگی به شدت تبلیغ شده‌است چرا که تولید کنندگان بیشتری به رقابت پیوسته‌اند
[ترجمه گوگل]تولیدکنندگان بیشتر در رقابت شرکت کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه aggressively به انگلیسی

aggressively
• in a hostile manner; boldly, assertively; forcefully

aggressively را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سپید ناناز
به طور خشونت آمیز، به شدت
jahanaks.blog.ir
به شدت
(برای بیان شدت عمل بکار میرود، خصوصا در جایی که کم کاری اتفاق افتاده است)
Sahar
پرخاشگرانه
Raha
Forcefully and showing that you are determind to succed

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی aggressively

کلمه : aggressively
املای فارسی : اگگرسیولی
اشتباه تایپی : شللقثسسهرثمغ
عکس aggressively : در گوگل

آیا معنی aggressively مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )