برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1674 100 1
شبکه مترجمین ایران

aggregative


برافزودگر، متمایل به تجمع یا تراکم، کلا، سرجمع، همه با هم، گرد آمده

واژه aggregative در جمله های نمونه

1. Its distribution pattern was aggregative and the stand structure had distinct levels.
[ترجمه ترگمان]الگوی توزیع آن aggregative بود و ساختار پایه دارای سطوح متمایزی بود
[ترجمه گوگل]الگوي توزيع آن همگرا بود و ساختار ستون سطوح مشخصي داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Aggregative degree of DMU is higher that capacity utilization calculating by using of DEA increases, otherwise the capacity catch and value decrease.
[ترجمه ترگمان]درجه aggregative بالاتر است که محاسبه ظرفیت با استفاده از افزایش DEA افزایش می‌یابد، در غیر این صورت ظرفیت جذب و کاهش ارزش است
[ترجمه گوگل]درجه همبستگی DMU بالاتر است که محاسبه ظرفیت با استفاده از DEA افزایش می یابد، در غیر این صورت کاهش ظرفیت و کاهش ارزش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The model is perfect aggregative. When imput of system is more complex than pulse function and jump function, this model provides response more accurately than other perfect aggregation models.
[ترجمه ترگمان]مدل aggregative کامل است هنگامی که imput سیستم پیچیده‌تر از تابع پالس و تابع جهش است، این مدل پاسخ را دقیق‌تر از دیگر مدل‌های تراکم کامل ارایه می‌دهد
[ترجمه گوگل]مدل کاملی است هنگامی که ورودی سیستم پیچیده تر از عملکرد تابع پالس و پرش است، این مدل پاسخ را دقیق تر از سایر مدل های تجمعی کامل ارائه می دهد ...

معنی aggregative در دیکشنری تخصصی

aggregative
[ریاضیات] جمعی، جامع
[ریاضیات] شاخص انبوهی
[ریاضیات] مدل انبوهی
[آمار] مدل انبوهشی

معنی کلمه aggregative به انگلیسی

aggregative
• accumulating, collecting

aggregative را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن
گروهی
سورنا گوگانی
انباشتی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی aggregative

کلمه : aggregative
املای فارسی : اگگرگتیو
اشتباه تایپی : شللقثلشفهرث
عکس aggregative : در گوگل

آیا معنی aggregative مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )