برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

affirmation

/ˌæfərˈmeɪʃn̩/ /ˌæfəˈmeɪʃn̩/

معنی: تاکید، تصدیق، اثبات، تصریح، اظهار قطعی
معانی دیگر: اذعان، اعتراف، اعلامیه ی رسمی، تصدیقنامه، اعترافنامه، تاکیدیه

بررسی کلمه affirmation

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of affirming.
مترادف: assertion, declaration
متضاد: contradiction, negation
مشابه: acknowledgment, allegation, avowal, claim, confirmation, predication

- She thought she understood her rights under the law, but she wanted affirmation from her lawyer.
[ترجمه ترگمان] او فکر می‌کرد که حقوق او را زیر قانون درک می‌کند، اما نیاز به تایید از وکیل خود دارد
[ترجمه گوگل] او فکر کرد که حقوق او تحت قانون را درک می کند، اما او از وکیلش درخواست تایید کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the state of being affirmed.
متضاد: negation
مشابه: acceptance, acknowledgment

واژه affirmation در جمله های نمونه

1. they required her affirmation of the fact
از او خواستند که واقعیت را اذعان کند.

2. Sure certain and affirmation, I already fell in love with you.
[ترجمه ترگمان]مطمئن باشید که من قبلا عاشق شما شده بودم
[ترجمه گوگل]مطمئنا مشخص و تأیید شده ام، در عین حال با شما دوست شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A single nod implies an affirmation.
[ترجمه ترگمان]یک تکان اشاره به تایید دارد
[ترجمه گوگل]یک نکته مستلزم تایید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The ministers issued an affirmation of their faith in the system.
[ترجمه ترگمان]وزیران تاییدی بر ایمان خود به این سیستم صادر کردند
[ترجمه گوگل]وزیران تصدیق ایمان خود را در این سیستم اعلام کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We welcome the government's affirmation of its intention to act.
[ترجمه ترگمان]تایید و تایید دولت بر آن است که قصد اقدام به عمل داشته باشد
[ترجمه گوگل ...

مترادف affirmation

تاکید (اسم)
accent , emphasis , underscore , stress , affirmation , assertion , confirmation , punctuation
تصدیق (اسم)
affirmation , admission , validity , acknowledgment , authentication , certification , verification , confirmation , ratification , avouchment , testimony , admittance , validation , intromission
اثبات (اسم)
affirmation , assertion , proof , show , demonstration , proving , substantiation , argument , ascertainment , positivity , predication
تصریح (اسم)
affirmation , explanation , specification , stipulation , clarification , reiteration , gloss , definitude
اظهار قطعی (اسم)
affirmation

معنی affirmation در دیکشنری تخصصی

affirmation
[حقوق] تایید، تصدیق، اعلام رسمی، تصویب، سوگند به شرافت
[ریاضیات] اثبات، اظهار، تصدیق، تأیید، ایجاب

معنی کلمه affirmation به انگلیسی

affirmation
• declaration that something is true; confirmation; positive statement
• an affirmation is a statement that something is true; a formal word.
• the affirmation of ideas, intentions, rights, or actions is a statement of your belief in and support for them; a formal word.

affirmation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Omid
تلقین
فرانک
اظهارات مثبت، اظهار تعریف
محمود جولایی
خود تاییدی
عبارت تاکید مثبت
toohid sharifi
سمبل در معنی مثبت
Sebastian
جملات تاکیدی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی affirmation

کلمه : affirmation
املای فارسی : اففیرمتین
اشتباه تایپی : شببهقئشفهخد
عکس affirmation : در گوگل

آیا معنی affirmation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )