برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1407 100 1

affecting

/əˈfektɪŋ/ /əˈfektɪŋ/

موثر، متاثر کننده، تاثرآور، محرک احساسات، ظاهرساز

بررسی کلمه affecting

صفت ( adjective )
مشتقات: affectingly (adv.)
• : تعریف: emotionally moving.
مشابه: moving, pathetic, poignant, tearful, touching

- The final scene of the film is powerful and affecting.
[ترجمه ترگمان] صحنه نهایی فیلم بسیار قدرتمند و موثر است
[ترجمه گوگل] صحنه نهایی فیلم قدرتمند و تاثیرگذار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه affecting در جمله های نمونه

1. The recent hot, humid weather is affecting air quality.
[ترجمه ترگمان]هوای گرم و مرطوب اخیر بر کیفیت هوا تاثیر می‌گذارد
[ترجمه گوگل]هوای داغ و مرطوب اخیر بر کیفیت هوا اثر می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A mysterious illness is affecting all the animals.
[ترجمه ترگمان] یه بیماری مرموز داره همه حیوانات رو تحت‌تاثیر قرار میده
[ترجمه گوگل]یک بیماری مرموز بر تمام حیوانات تاثیر می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Dense / thick fog is affecting roads in the north and visibility is poor.
[ترجمه ترگمان]مه غلیظ و غلیظ بر جاده‌ها در شمال تاثیر می‌گذارد و دید ضعیف است
[ترجمه گوگل]درختان چگالی / ضخیم در جاده ها در شمال تاثیر می گذارند و دید کمبود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A computer model is used to predict forces affecting the aircraft in flight.
[ترجمه ترگمان]یک مدل کامپیوتری برای پیش‌بینی نیروهای موثر بر هواپیما در پرواز استفاده می‌شود
[ترجمه گوگل]یک مدل کامپیوتری برای پیش بینی نیروهای موثر بر هواپ ...

معنی کلمه affecting به انگلیسی

affecting
• moving, stirring, touching; exciting

affecting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس كاراوند
موثر بر
Ramin
تاثر آور
It was a deeply affecting story .
داستان عمیقا" تاثر آور بود .
sh
تاثیر
محدثه فرومدی
اثرگذاری، تاثیرگذاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی affecting
کلمه : affecting
املای فارسی : اففکتینگ
اشتباه تایپی : شببثزفهدل
عکس affecting : در گوگل

آیا معنی affecting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )