برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1646 100 1
شبکه مترجمین ایران

advisable

/ədˈvaɪzəbl̩/ /ədˈvaɪzəbl̩/

معنی: قابل توصیه، مقتضی، معقول، مقرون بصلاح، مصلحتامیز
معانی دیگر: مصلحت، عاقلانه، مصلحتی

بررسی کلمه advisable

صفت ( adjective )
مشتقات: advisably (adv.), advisability (n.)
• : تعریف: being good and proper advice; recommended, suggested, or prudent.
مترادف: desirable, judicious, recommended
متضاد: foolish, inadvisable
مشابه: advantageous, appropriate, beneficial, expedient, practical, prudent, reasonable, sensible, well

- It's advisable to wear a hat on these bright days.
[ترجمه ترگمان] توصیه می‌شود که یک کلاه در این روزه‌ای روشن بپوشید
[ترجمه گوگل] توصیه می شود در این روزهای روشن کلاه را بپوشانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Investing your money at this point is probably not advisable.
[ترجمه ترگمان] سرمایه‌گذاری بر روی پول شما در این مرحله احتمالا توصیه نمی‌شود
[ترجمه گوگل] سرمایه گذاری پول خود را در این نقطه احتمالا قابل توصیه نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه advisable در جمله های نمونه

1. it is advisable to call them on the phone before we go
بهتر است (صلاح این است که) قبل از رفتن به آنها تلفن بزنیم.

2. it was not deemed advisable to invite him also
صلاح دانسته نشد که از او هم دعوت به عمل آید.

3. It is advisable that we stay at home instead of going to the movie.
[ترجمه ترگمان]توصیه می‌شود که به جای رفتن به سینما در خانه بمانیم
[ترجمه گوگل]توصیه می شود که ما به جای رفتن به فیلم در خانه باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We thought it advisable to seek police assistance.
[ترجمه ترگمان]ما فکر کردیم بهتر است به دنبال کمک به پلیس باشیم
[ترجمه گوگل]ما فکر کردیم که به دنبال کمک پلیس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It is advisable to insure your life against accident.
[ترجمه ترگمان]توصیه می‌شود که زندگی خود را در برابر حادثه بیمه کنید
[ترجمه گوگل]توصیه می شود که زندگی خود را در برابر تصادف بیمه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف advisable

قابل توصیه (صفت)
advisable , recommendable
مقتضی (صفت)
appropriate , fit , suitable , material , meet , just , advisable , due , expedient , exigible
معقول (صفت)
clever , polite , wise , advisable , reasonable , sensible , rational , well-advised
مقرون بصلاح (صفت)
advisable
مصلحتامیز (صفت)
advisable

معنی advisable در دیکشنری تخصصی

advisable
[ریاضیات] قابل قسمت، مقتضی
[ریاضیات] بهتر است
[ریاضیات] به همین مناسبت توصیه می شود که

معنی کلمه advisable به انگلیسی

advisable
• desirable; worthwhile; recommended
• if a course of action is advisable, it is sensible or is likely to achieve the result you want.
it is advisable
• it is recommended, it is suggested

advisable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صبا
Advisable:sensible
Farhood
I felt it advisable to do nothing
فکر کردم عاقلانه‌ست که کاری انجام ندیم
راحیل
قابل پذیرش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی advisable

کلمه : advisable
املای فارسی : ادویسبل
اشتباه تایپی : شیرهسشذمث
عکس advisable : در گوگل

آیا معنی advisable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )