برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1471 100 1

adversely


بطورمخالف

واژه adversely در جمله های نمونه

1. Nicotine adversely affects the functioning of the heart and arteries.
[ترجمه A.z] نیکوتین به طرز نامطلوبی برعملکرد قلب وعروق تاثیر میگذارد
|
[ترجمه محمد امین] نیکوتین تاثیر نامطلوبی بر روی عملکرد قلب و عروق دارد
|
[ترجمه ترگمان]نیکوتین به طور معکوس بر عملکرد قلب و شریان‌ها تاثیر می‌گذارد
[ترجمه گوگل]نیکوتین تأثیری بر عملکرد قلب و عروق دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Trading has been adversely affected by the downturn in consumer spending.
[ترجمه saeed] معامله تاثیر عکس بر هزینه مصرف کنندگان داشته است|
[ترجمه سپیده] به علت کاهش(رکود) قدرت خرید مشتری تجارت(بازرگانی) بطور ناخوشایندی تحت تاثیر قرار گرفته ...

معنی کلمه adversely به انگلیسی

adversely
• unfavorably, antagonistically, for the worse; in a manner that works against

adversely را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

*mahya_gooli
به طور نامطلوب
in harmful way
مهدی
ناخوشایند
نیما وکیل زاده
مخرب، مضر و ناخوشایند (در جهت موفقیت، پیشرفت یا کیفیت)
a.r
به طور ناخوشایندی
in an adverse manner
Jelly
راه مخالف
shadi.rohami
in a harmful way
*z*
ناخوشایند
جلال نجاریزدی
SYN
Significantly, drastically
به طرز آشکاری
Matin
به طور نامطلوب، به طرز مخالف
..
طرز اشکاری
متین خدایی
به طور نامطلوب
کیوان
به طور نامطلوب
aghlmand_FCzpr_720
شیوه غلط یا مضر، مجازا برای لایف استایل.
به عبارتی :in harmful way.
مثال: The patient has been adversely affected by the drug.
سارا زارع
از طرفی دیگر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adversely
کلمه : adversely
املای فارسی : ادورسلی
اشتباه تایپی : شیرثقسثمغ
عکس adversely : در گوگل

آیا معنی adversely مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران