برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1459 100 1

advantageous

/ˌædvənˈteɪdʒəs/ /ˌædvənˈteɪdʒəs/

معنی: سودمند، با صرفه، مفید، نافع، خوش ایند
معانی دیگر: برتر، پرسود، مقرون به صرفه

بررسی کلمه advantageous

صفت ( adjective )
مشتقات: advantageously (adv.), advantageousness (n.)
• : تعریف: offering benefit, gain, or profit.
مترادف: beneficial, favorable, profitable
متضاد: detrimental, disadvantageous, unfavorable
مشابه: best, expedient, fruitful, good, helpful, lucrative, opportune, propitious, remunerative, salutary, serviceable, valuable, well

- Having experience in that particular area put her in an advantageous position.
[ترجمه ترگمان] داشتن تجربه در این ناحیه خاص، او را در موقعیتی بهتر قرار می‌دهد
[ترجمه گوگل] داشتن تجربه در آن منطقه خاص او را در جایگاه مطلوب قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Fluency in another language can be advantageous in the job market.
[ترجمه ترگمان] رشد شیوایی در زبان دیگری می‌تواند در بازار کار مفید باشد
[ترجمه گوگل] Fluency در یک زبان دیگر می تواند در بازار کار سودمند باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The hotel's being near the new convention center will be extremely advantageous.
[ترجمه لیدا] وجود هتل نزدیک مرکز همایش جدید شدیدا سودمند خواهد بود.
...

واژه advantageous در جمله های نمونه

1. an advantageous deal
معامله‌ی مقرون به صرفه

2. having influencial parents is also very advantageous
داشتن والدین با نفوذ نیز بسیار کارساز است.

3. The trade agreements is advantageous to both countries.
[ترجمه ترگمان]این توافقات تجاری برای هر دو کشور سودمند است
[ترجمه گوگل]موافقت نامه های تجاری برای هر دو کشور سودمند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Membership of the union could prove advantageous.
[ترجمه ترگمان]عضویت در اتحادیه میتونه مفید باشه
[ترجمه گوگل]عضویت اتحادیه می تواند سودمند باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You're in a very advantageous position.
[ترجمه ترگمان]تو در موقعیت خیلی خوبی هستی
[ترجمه گوگل]شما در یک موقعیت بسیار سودمند هستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. You may find it advantageous to wait a few weeks before replying.
...

مترادف advantageous

سودمند (صفت)
good , available , useful , handy , subservient , conducive , advantageous , beneficial , lucrative , constructive , beneficent , commodious , salubrious , fructuous , instrumental , purposive , serviceable , salutary
با صرفه (صفت)
advantageous , frugal
مفید (صفت)
available , useful , effective , advantageous , beneficial , helpful , fruitful , beneficent , off use , profitable , utile
نافع (صفت)
advantageous , beneficial , lucrative
خوش ایند (صفت)
desirable , pleasant , nice , fine , correspondent , auspicious , advantageous , apposite , pleasing , applicable , matchable , winsome

معنی کلمه advantageous به انگلیسی

advantageous
• beneficial, profitable; helpful
• something that is advantageous to you is likely to benefit you.

advantageous را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Y&a#s@i😏
مفید، سودمند، کاربردی
Advantageous = useful

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی advantageous
کلمه : advantageous
املای فارسی : ادونتگئووس
اشتباه تایپی : شیرشدفشلثخعس
عکس advantageous : در گوگل

آیا معنی advantageous مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران