برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1406 100 1

advantaged

/ædˈvæntɪdʒ/ /ədˈvɑːntɪdʒ/

فایده، صرفه، سود، برتری، بهتری، مزیت، تفوق، مزیت دادن، سودمند بودن، مفید بودن

واژه advantaged در جمله های نمونه

1. Some of the boys come from less advantaged backgrounds.
[ترجمه ترگمان]بعضی از پسرها از پس‌زمینه‌های کم advantaged آمده بودند
[ترجمه گوگل]برخی از پسران از زمینه های کمتری برخوردار هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Some cities are always going to be more advantaged.
[ترجمه ترگمان]بعضی از شهرها بیش از حد advantaged
[ترجمه گوگل]بعضی از شهرها همواره از مزایای بیشتری برخوردار خواهند بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We aim to improve opportunities for the less advantaged in society.
[ترجمه ترگمان]هدف ما بهبود فرصت‌ها برای افراد کم‌تر در جامعه است
[ترجمه گوگل]ما قصد داریم فرصت هایی را برای افراد کم اهمیتتر در جامعه ایجاد کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She advantaged herself of the opportunity of speaking French.
[ترجمه ترگمان]از این فرصت استفاده کرد تا به زبان فرانسه حرف بزند
[ترجمه گوگل]او خود را از فرصت صحبت کردن در فرانسه فراتر گذاشت
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه advantaged به انگلیسی

advantaged
• blessed with advantages; favored
• someone who is advantaged is in a better social or financial position than other people.

advantaged را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حامد
برخوردار (تر)
آرام
[شخص] مرفه؛ خوشبخت؛ [محل] برخوردار از امکانات، دارای امتیاز، مرفه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی advantaged
کلمه : advantaged
املای فارسی : ادونتگد
اشتباه تایپی : شیرشدفشلثی
عکس advantaged : در گوگل

آیا معنی advantaged مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )