برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1406 100 1

adoration

/ˌædəˈreɪʃn̩/ /ˌædəˈreɪʃn̩/

معنی: ستایش، عشق ورزی، پرستش، نیایش، ستایشگری، سجود
معانی دیگر: عشق آمیخته با احترام

بررسی کلمه adoration

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or condition of adoring or worshiping.
مترادف: ardor, love, reverence, veneration, worship
مشابه: admiration, awe, deference, devotion, esteem, faithfulness, fealty, fondness, loyalty, passion, respect

- His adoration of the baby was apparent in his tenderness toward her.
[ترجمه ترگمان] ستایش بچه در محبتش نسبت به او آشکار بود
[ترجمه گوگل] تحسین او از کودک در حساسیت او نسبت به او آشکار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The nuns' days are filled with prayer and adoration of Christ.
[ترجمه ترگمان] راهبه‌های صومعه پر از عبادت و پرستش مسیح هستند
[ترجمه گوگل] روزهای راهبه ها با نماز و تحسین مسیح پر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: worship or reverence.
مترادف: reverence, veneration, worship
متضاد: blasphemy
مشابه: admiration, awe, deference, devotion, esteem, faithfulness, fealty, glory, homage, idolatry, loyalty, respect

(3) تعریف: deep love, esp. for a person.
مترادف: ardor, love
متضاد: abhorrence, detestation, hatred, loathing
• م ...

واژه adoration در جمله های نمونه

1. the adoration of the magi
نیایش (عیسی) توسط سه نفر مجوسی

2. the girl's adoration of her father
عشق و احترام دختر نسبت به پدرش

3. John doesn't hide his adoration for the girl.
[ترجمه ترگمان]جان عشق خود را برای آن دختر پنهان نمی‌کند
[ترجمه گوگل]جان جان برای دخترش پنهان نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He gazed at her with pure adoration.
[ترجمه ترگمان]با ستایش و ستایش به او می‌نگریست
[ترجمه گوگل]او با تمجید خالص به او نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They knelt in adoration of their gods.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها در ستایش خدایان خود زانو زدند
[ترجمه گوگل]آنها در خدمت خدایان خود ساکت بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Her heart brimmed over with love and adoration for Charles.
[ترجمه ترگمان]دلش سرشار از عشق و عشق به شارل بود
[تر ...

مترادف adoration

ستایش (اسم)
eulogy , praise , accolade , adoration , worship , veneration , approbation , endorsement , commendation , laud , approval , backing , doxology , laudation , encomium
عشق ورزی (اسم)
adoration , lovemaking
پرستش (اسم)
praise , adoration , worship , devotion , adulation , idolization
نیایش (اسم)
praise , adoration , veneration , invocation , benediction , orison
ستایشگری (اسم)
eulogy , adoration , worship
سجود (اسم)
adoration , worship , bow , genuflection

معنی کلمه adoration به انگلیسی

adoration
• veneration, admiration
• adoration is a feeling of great admiration and love.

adoration را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adoration
کلمه : adoration
املای فارسی : ادرتین
اشتباه تایپی : شیخقشفهخد
عکس adoration : در گوگل

آیا معنی adoration مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )