برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1613 100 1
شبکه مترجمین ایران

adorable

/əˈdɔːrəbl̩/ /əˈdɔːrəbl̩/

معنی: ستوده، شایان ستایش، قابل پرستش
معانی دیگر: (عامیانه) دلپذیر، زیبا، پرستیدنی

بررسی کلمه adorable

صفت ( adjective )
مشتقات: adorably (adv.), adorableness (n.)
(1) تعریف: deserving of being liked or admired; lovable.
مترادف: lovable
متضاد: detestable, hateful, repulsive
مشابه: likable, sweet, winsome

- They're an adorable couple.
[ترجمه پرنیان] آنها زوج دوست داشتنی هستند.
|
[ترجمه Yegane Zri] آنها یک زوج دوست داشتنی هستند.
|
[ترجمه ترگمان] اونا زوج قابل ستایشی هستن
[ترجمه گوگل] آنها یک زن و شوهر شایان ستایش هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: charming.
مترادف: charming, cute, darling, enchanting, winsome
متضاد: disgusting, repellent, unappealing, unattractive, unpleasant
مشابه: alluring, attractive, delightful, divine, fair, fetching, lovely, pleasing, precious, pretty, sweet

...

واژه adorable در جمله های نمونه

1. an adorable baby
کودک تو دل برو

2. Your smile looks adorable. You should wear it more often.
[ترجمه A.A] لبخندت زیبا به نظرمیرسه ، تو باید بیشتر وقتها لبخند بزنی
|
[ترجمه ترگمان] لبخند تو قابل ستایشه باید بیشتر از اینا استفاده کنی
[ترجمه گوگل]لبخند شما شگفت انگیز است شما باید آن را بیشتر بپوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He is adorable for his devotion to science.
[ترجمه پرنیان] او برای فداکاری خود در راه علم، قابل ستایش است
|
[ترجمه ترگمان]او برای خود علم و دانش قابل پرستش است
[ترجمه گوگل]او برای رحمت خود به علم شایسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. What an adorable child!
...

مترادف adorable

ستوده (صفت)
admirable , praised , commendable , praiseworthy , laudable , celebrated , adorable , well-known , famous , famed , far-famed
شایان ستایش (صفت)
adorable
قابل پرستش (صفت)
adorable , worshipful

معنی کلمه adorable به انگلیسی

adorable
• admirable, worthy of adoration; cute, delightful, charming
• an adorable child or animal is delightful, lovable, and attractive.

adorable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهرداد
تو دل برو
Mehrdad Sayehban
بامزه،دوست داشتنی
محمدرضا برج زاده
جذاب.دلربا
A.A
برازنده
حسن امامی
ناز و تو دل برو
مثال Oh what an adorable little baby!
اوه. چه بچه کوچولوی ناز و تو دل برویی
مممم
ستایش
tinabailari
very attractive
.....
جذاب لعنتی
Farhood
ستودنی
امیر اکوانی
ستوده_قابل پرستش
عامیانه زیبا_پرستیدنی_دلپذیر
صبا
Adorable=charming
حسن
you to make an adorable couple
~imgolim~
دوس داشتنی
Yyyyy
فوق العاده دوست داشتنی
Mohamnad
1- قابل پرستیدن، پرستیدنی، (به معنای لغوی نزدیک است)
2- قابل ستایش، قابل افتخار (در ترجمه جملات نسبت به معنای اول مناسب‌تر به نظر می‌آید)
3- ناز، تو دل برو، خیلی دوست‌داشتنی (حالت عامیانه‌تر)
تذکر:
adore != like/ love/ enjoy
adore = like/love/enjoy very much
If you use adore to mean 'like/ enjoy/love', you may (ریاکار، دو رو)sound insincere.

بررسی ساختار کلمه برای کمک به درک معنی کلمه مجرد (غیر عینی) فوق:
(توانا بودن ~)adorable = adore able
adore (verb) :
Synonyms: love very much, worship, admire, honor, glorify
Antonym: detest (بیزاز بودن، متنفر بودن)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی adorable

کلمه : adorable
املای فارسی : ادربل
اشتباه تایپی : شیخقشذمث
عکس adorable : در گوگل

آیا معنی adorable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )