برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1461 100 1

adolescence

/ˌædəˈlesəns/ /ˌædəˈlesns/

معنی: بلوغ، نو جوانی، دوره جوانی، دورهء شباب
معانی دیگر: سنین بین بلوغ و کمال، بلوه، رشد

بررسی کلمه adolescence

اسم ( noun )
(1) تعریف: the period between puberty and adulthood.

- Adolescence can be a difficult period of emotional adjustment.
[ترجمه ترگمان] Adolescence می‌تواند دوره سختی از سازگاری احساسی باشد
[ترجمه گوگل] نوجوانی می تواند یک دوره دشواری از تنظیمات عاطفی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the state of being in this period.

واژه adolescence در جمله های نمونه

1. adolescence is usually accompanied by romanticism
نوجوانی معمولا با عشق‌گرایی همراه است.

2. the storms of adolescence
بحران‌های دوران شباب

3. dissatisfaction is a common concomitant of adolescence
ناخشنودی معمولا با بلوغ همراه است.

4. Adolescence is the period of transition between childhood and adulthood.
[ترجمه koorosh] بلوغ دوره ی انتقال از کودکی به بزرگسالی است.
|
[ترجمه ترگمان]Adolescence دوره گذار بین کودکی و بزرگسالی است
[ترجمه گوگل]نوجوانی دوره گذار بین دوران کودکی و بزرگسالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He grew from adolescence to young manhood.
[ترجمه ترگمان]اون از دوره بلوغ تا جوانی رشد کرده
[ترجمه گوگل]او از نوجوانی تا نوجوانی جوان رشد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Many bodily changes occur during adolesc ...

مترادف adolescence

بلوغ (اسم)
maturity , adolescence , puberty , maturation , pubescence , nubility
نو جوانی (اسم)
adolescence
دوره جوانی (اسم)
adolescence
دورهء شباب (اسم)
adolescence

معنی adolescence در دیکشنری تخصصی

adolescence
[بهداشت] نوجوانی

معنی کلمه adolescence به انگلیسی

adolescence
• age of puberty; youth
• adolescence is the period of your life during which you develop from being a child into an adult.
adolescence crisis
• emotional distress often experienced during the teenage years

adolescence را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
بُرنایی ، بُرناشدگی ، بالندگی ، دوران بالندگی
فرشته عشق
نوجوانی
I felt your adolescence
I am yesterday and now and in your future
How can I not know you (inside you)
من نوجوانی تو را حس کردم
من دیروز و همین الان (اکنون) و آینده تو هستم
مگه میشه تو را (درون تو را) نشناسم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adolescence
کلمه : adolescence
املای فارسی : ادلسکنک
اشتباه تایپی : شیخمثسزثدزث
عکس adolescence : در گوگل

آیا معنی adolescence مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران