برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1360 100 1

admire

/ædˈmaɪr/ /ədˈmaɪə/

معنی: حظ کردن، تحسین کردن، پسند کردن، مورد شگفت قراردادن، در شگفت شدن، تعجب کردن، متحیر کردن
معانی دیگر: ستودن، پسندیدن، احترام قائل شدن، (محلی) خواستن، آرزو کردن، متعجب ساختن

بررسی کلمه admire

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: admires, admiring, admired
مشتقات: admiring (adj.), admiringly (adv.), admirer (n.)
(1) تعریف: to hold in high esteem; respect.
مترادف: appreciate, esteem, respect
متضاد: deplore, disapprove, disdain, execrate
مشابه: adore, approve, favor, honor, like, prize, revere, venerate, worship

- I admire her for her courage and her dedication to helping others.
[ترجمه ترگمان] من او را به خاطر شجاعت و فداکاری او برای کمک به دیگران تحسین می‌کنم
[ترجمه گوگل] او را به خاطر شجاعت و تعهد او به کمک به دیگران تحسین می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to observe with pleasure, wonder, and approval.
مترادف: wonder
متضاد: abhor, disdain
مشابه: appreciate, approve, enjoy, like, relish

- I admire your positive attitude; I would be depressed in your situation.
[ترجمه A.A] طرز برخورد خوبت قابل تحسین است ، من در شرایط تو باشم کم میارم|
[ترجمه ترگمان] نگرش مثبت تو را تحسین می‌کنم؛ در موقع ...

واژه admire در جمله های نمونه

1. i'd admire to go along
خیلی دلم می‌خواست من هم بروم.

2. one cannot but admire him
آدم نمی‌تواند از تحسین او خودداری کند.

3. i dislike him personally but i admire his poetry
از خود او بدم می‌آید ولی اشعار او را تحسین می‌کنم.

4. A fool always finds a bigger fool to admire him.
[ترجمه Pejman] یک احمق همیشه یک احمق بزرگتر را برای تحسین کردن پیدا میکند
|
[ترجمه ترگمان]یه احمق همیشه یه احمق بزرگ‌تر پیدا می کنه که تحسینش کنه
[ترجمه گوگل]یک احمق همیشه احمق بزرگتر به او تحسین می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. If the eye do no admire, the heart will not desire.
[ترجمه لیدا وهابی] اگر چشم چیزی را تحسین نکند، قلب آن را آرزو نخواهد کرد|
[ترجمه ترگمان]اگر چشم تحسینش نکند، قلب میل ندارد ...

مترادف admire

حظ کردن (فعل)
admire
تحسین کردن (فعل)
applaud , admire
پسند کردن (فعل)
admire , approve
مورد شگفت قراردادن (فعل)
admire
در شگفت شدن (فعل)
wonder , admire
تعجب کردن (فعل)
wonder , admire
متحیر کردن (فعل)
admire , wilder , astonish , dumbfound , dumfound

معنی کلمه admire به انگلیسی

admire
• be impressed by someone; adore, venerate
• if you admire someone or something, you like and respect them.
• if someone admires something, they look at it with great pleasure.

admire را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Magic.sh
ستایش کردن
Shr
تحسین کردن
Farzaneh. E84
به انگلیسی:(To think or say that somebody or something is very good)
به فارسی:(تحسین کردن و ستایش کردن)
mahdi
تشویق کردن
اولیس کوچولو
تحسین
تشویق
مورد خوشامد واقع شدن
پسند شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی admire
کلمه : admire
املای فارسی : ادمیر
اشتباه تایپی : شیئهقث
عکس admire : در گوگل

آیا معنی admire مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )