برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1578 100 1
شبکه مترجمین ایران

adduct


(زیست شناسی) ورین بردن، به محور کشیدن، به سوی خط وسط کشیدن، محور کشی کردن، نزدیک به محور کردن، به هم نزدیک کردن (در برابر: abduct)، vt : ش، بمرکز نزدیک کردن، بدرون کشیدن، ترکیب اضافی

بررسی کلمه adduct

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: adducts, adducting, adducted
مشتقات: adductive (adj.)
• : تعریف: to move or pull (a body part such as a muscle) toward the main axis. (Cf. abduct.)

واژه adduct در جمله های نمونه

1. muscles which adduct the fingers
عضلاتی که انگشت‌ها را به هم نزدیک می‌کنند

2. In fact the adduct was reasonably stable at room temperature and in solutions of up to 20 percent water content.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت، محصول افزایشی در دمای اتاق و در محلول‌های ۲۰ درصد از محتوای آب پایدار بود
[ترجمه گوگل]در واقع، آدولا به طور معقول پایدار در دمای اتاق و در محلولهای تا 20 درصد محتوای آب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In this step, the adduct from stepl is fluorinated.
[ترجمه ترگمان]در این مرحله، محصول اضافی از stepl fluorinated است
[ترجمه گوگل]در این مرحله، adukt از stepl fluorinated است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The relationship between product composition and adduct dealcoholization temperature was studied in a fluidized bed.
[ترجمه ترگمان]رابطه بین ترکیب محصول و محصول افزایشی dealcoholization در بس‌تر سیال مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]رابطه بین ترکیب محصول و درجه حرارت آبکاری aduct در یک بستر سیال ریز مورد بررسی قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

معنی adduct در دیکشنری تخصصی

adduct
[شیمی] محصول افزایشی ، - ورین بردن ، به محور کشیدن ، به سوى خط وسط کشیدن ، محور کشی کردن ، نزدیک به محور کردن ، به هم نزدیک کردن (در برابر: abduct)
[نساجی] محصول افزایشی - مجموعه
[پلیمر] محصول افزایشی

معنی کلمه adduct به انگلیسی

adduct
• draw close; bring towards the body's central axis (physiology)

adduct را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ساره مصلایی
محصول افزایشی
Sina
(a product of a direct addition of two or more distinct molecules (Chemistry
سید جلال صالحی
آدوکت، نزدیک بردن، اداکت، ورین بردن، یقرب
بەسوی مرکز یا خط میانی کشیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adduct

کلمه : adduct
املای فارسی : اددوکت
اشتباه تایپی : شییعزف
عکس adduct : در گوگل

آیا معنی adduct مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )