برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1676 100 1
شبکه مترجمین ایران

additives

واژه additives در جمله های نمونه

1. no additives have been added to this jam
هیچگونه مواد افزودنی به این مربا زده نشده است.

2. this milk is free of any additives
این شیر عاری از هرگونه مواد اضافی است.

معنی additives در دیکشنری تخصصی

additives
[صنایع غذایی] افزودنی ها : شامل کلیه موادی که بطور عمدی وارد غذا کرده تا به آن وسیله حفظ و نگهداری، خوشمزگی و ظاهر خوب غذا را سبب میشوند، اینها عبارتند از امولسیفیرها emulsifiers، (طعم) مطبوع کننده ها flavours، قوام دهنده ها thickners، نمک زننده ها curing agents، مرطوب کننده ها huectants، رنگها colours، ویتامینها، مینرالها (مواد معدنی)، کپکها moulds، مخمرها yeast، و بازدارنده باکتریها bacterial inhibitors. اکثر اینها طبق قوانین در کشور مراعات میشود.
[مهندسی گاز] مواداضافی ، موادافزودنی
[ریاضیات] افزودنی، ماده ی بهساز، مواد افزودنی، افزایه
[نساجی] مواد ضد زنگ
[نفت] مواد افزودنی به سیال حفاری

معنی کلمه additives به انگلیسی

artificial food additives
• man-made substances which are added to food (to improve flavor, shelf life, etc.)

additives را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرحسین ایران نژاد
مواد نگهدارنده
اروین فاتحی
مواد افزودنی
ارین فیروزی
افزودنی
نا شناس
مواد افزودنی
م
چاشنی
A
افزودنی ها
A
مواد افزودنی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی additives مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )