برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1685 100 1
شبکه مترجمین ایران

adding

واژه adding در جمله های نمونه

1. adding water will reduce the strength of this drug
افزودن آب اثر این دارو را کم می‌کند.

2. they are adding a room to the building
آنها دارند یک اتاق به ساختمان اضافه می‌کنند.

3. he made an error in adding up the bill
در محاسبه‌ی صورتحساب اشتباه کرد.

4. the denotation of plural forms by adding "s"
نشان دادن اشکال جمع با افزودن "s"

5. the mean of 10, 9 and 14 is found by adding them together and dividing by three
میانگین 10 و 9 و 14 با جمع زدن آنها و تقسیم آنها بر سه به دست می آید.

6. He enforced his argument by adding details.
[ترجمه ترگمان]او بحث خود را با اضافه کردن جزئیات اجرا کرد
[ترجمه گوگل]او استدلال خود را با اضافه کردن جزئیات انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Happiness by adding those sad there the elements.
[ترجمه ترگمان]شادی از طریق افزودن آن عناصر غم‌انگیز در آنجا
[ترجمه گوگل]خوشبختی با افزودن آن عناصر غم انگیز وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Adding salt t ...

معنی adding در دیکشنری تخصصی

adding
[ریاضیات] افزون
[برق و الکترونیک] مدار جمع کننده
[ریاضیات] ماشین، جمع زنی، ماشین حساب
[ریاضیات] افزون فعالیت جدید

معنی کلمه adding به انگلیسی

adding
• act or process of combining one thing with another
adding fuel to the flames
• making a bad situation worse, making a problem greater
adding insult to injury
• making a hurtful situation even worse, hurting someone even more than he has been hurt already
adding machine
• calculator, machine that makes calculations

adding را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

........
حساب کردن
سرگل رضائی
اضافه کردن
raha
افزودن، اضافه کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی adding مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )