برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1685 100 1
شبکه مترجمین ایران

addictive

/əˈdɪktɪv/ /əˈdɪktɪv/

معنی: معتاد کننده
معانی دیگر: اعتیادآور، خو آفرین

بررسی کلمه addictive

صفت ( adjective )
(1) تعریف: tending to cause one to become addicted.

- Morphine is a highly addictive drug.
[ترجمه ترگمان] مورفین یک داروی بسیار اعتیادآور است
[ترجمه گوگل] مورفین یک داروی بسیار اعتیاد آور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: ceaselessly compelling. or tempting.

- These potato chips are addictive; I can't stop eating them.
[ترجمه ترگمان] این چیپس‌های سیب‌زمینی اعتیاد آوره نمیتونم جلوی خوردن اونا رو بگیرم
[ترجمه گوگل] این تراشه های سیب زمینی اعتیاد آور است؛ من نمی توانم آنها را بخورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I didn't think I liked playing games on my phone, but this one is very addictive.
[ترجمه ترگمان] فکر نمی‌کردم از بازی کردن با تلفن خوشم امده باشد، اما این یکی خیلی اعتیاد آوره
[ترجمه گوگل] من فکر نکردم دوست داشتم بازی های بازی را بر روی تلفنم دوست داشته باشم، اما این یکی بسیار اعتیاد آور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه addictive در جمله های نمونه

1. some sleeping pills are addictive
برخی قرص‌های خواب اعتیاد آورند.

2. The drug is only mildly addictive.
[ترجمه ترگمان] دارو فقط یه خورده اعتیاد آوره
[ترجمه گوگل]این دارو به شدت اعتیاد آور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Heroin is obtained from morphine and is extremely addictive.
[ترجمه ترگمان]هروئین از مورفین بدست می‌آید و بسیار اعتیادآور است
[ترجمه گوگل]هروئین از مورفین به دست می آید و بسیار اعتیاد آور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Crack is a highly potent and addictive derivative of cocaine.
[ترجمه ترگمان]ترک یک مشتق بسیار قوی و اعتیادآور از کوکائین است
[ترجمه گوگل]Crack یکی از مشتقات بسیار قوی و اعتیادآور کوکائین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Why is it that I find chocolate so addictive?
[ترجمه ترگمان]چرا اینقدر شکلات اعتیاد آور هست؟
[ترجمه گوگل]چرا شکلات را خیلی اعتیاد می بینم؟
[ترجمه ...

مترادف addictive

معتاد کننده (صفت)
addictive

معنی کلمه addictive به انگلیسی

addictive
• causing addiction, habit-forming
• if a drug is addictive, people who start taking it find that they cannot stop.
• you can also describe something as addictive when people enjoy it very much, or are unable to give it up.
addictive drugs
• narcotics that are habit-forming
addictive element
• something which causes compulsive use, something which causes a habit

addictive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mohammad
ماده مخدر
FATEMEH
اعتیاد اور
مريم ستاري
Exp:Drugs are addictive
Dark Light
اعتیاد آور - معتاد کننده

causing addiction: such as
🔴a : causing a strong and harmful need to regularly have or do something
◀️highly addictive drugs like crack and heroin
🔴b : very enjoyable in a way that makes you want to do or have something again
◀️the addictive thrill of surfing
◀️These candies are addictive.
◀️Masturbation is an addictive thing
محمد حاتمی نژاد
اعتیاد اور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی addictive

کلمه : addictive
املای فارسی : اددیکتیو
اشتباه تایپی : شییهزفهرث
عکس addictive : در گوگل

آیا معنی addictive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )