برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

activist

/ˈæktɪvəst/ /ˈæktɪvɪst/

معنی: طرفدار عمل

بررسی کلمه activist

اسم ( noun )
• : تعریف: one who advocates a cause with vigor or militance.

- Activists lead the fight against low wages and poor working conditions for the workers.
[ترجمه ترگمان] فعالان جنگ را علیه دستمزدها پایین و شرایط کاری ضعیف برای کارگران هدایت می‌کنند
[ترجمه گوگل] فعالان مبارزه با دستمزد کم و شرایط کار بد برای کارگران را هدایت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه activist در جمله های نمونه

1. a gay activist
طرفدار حقوق مدنی هم جنس بازان

2. Local activist groups have become increasingly vociferous as the volume of traffic passing through the village has grown.
[ترجمه ترگمان]گروه‌های فعال محلی به طور فزاینده‌ای صدای جیغ مانند حجم ترافیک عبوری از این روستا را افزایش داده‌اند
[ترجمه گوگل]گروه های فعال محلی به دلیل افزایش حجم ترافیکی که از طریق روستا رشد می کنند، به طور فزاینده ای در حال حرکت هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He's been a trade union/party activist for many years.
[ترجمه ترگمان]او چندین سال است که یک فعال صنفی \/ حزبی بوده‌است
[ترجمه گوگل]او چندین سال است که فعالانه در اتحادیه / حزب بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He's been a trade union activist for many years.
[ترجمه ترگمان]او چندین سال است که یک فعال اتحادیه تجاری بوده‌است
[ترجمه گوگل]او سالهاست که فعال در اتحادیه های کارگری بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. But as an activist, I knew how critical her work was.
...

مترادف activist

طرفدار عمل (اسم)
activist

معنی کلمه activist به انگلیسی

activist
• supporter of activism, one who advocates active involvement as a means to achieve political or other goals
• an activist is someone who does things to bring about political or social changes.
civil rights activist
• one who works toward the procuring and protection of civil liberties
cyber activist
• political activist who uses email and other tools of the internet in an effort to affect political change
gay rights activist
• person who works to further the rights of homosexuals
human rights activist
• person who actively supports the cause of human rights
leading activist
• one of the leaders of a political group, head of an activist organization
leftist activist
• supporter of liberal politics
political activist
• one who is active in the political arena in general or with a particular political party in particular
public activist
• social activist, one who is involved in public affairs, politician

activist را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ely
a person who is active
فعال
mostafa
فعال اجتماعی
فلورا
فعال سیاسی یا اجتماعی
Azin
طرفدار عمل
حسین رحمانی
عمل‌باور
الهام قدوسی
عمل گرا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی activist

کلمه : activist
املای فارسی : اکتیویست
اشتباه تایپی : شزفهرهسف
عکس activist : در گوگل

آیا معنی activist مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )