برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

activism

/ˈæktɪˌvɪzəm/ /ˈæktɪvˌɪzəm/

معنی: فرضیهء فلسفهء، اعتقاد بلزوم عملیات حاد و شدید
معانی دیگر: کنش گرایی، عمل گرایی، اصالت عمل، فرضیه ءفلسفه ء عملی

بررسی کلمه activism

اسم ( noun )
• : تعریف: the belief in or practice of trying to make social or political changes through active, militant, or demonstrative involvement, esp. in particular issues.

- She believed that activism could bring about change, and she spoke at and took part in many demonstrations.
[ترجمه ترگمان] او باور داشت که فعالیت‌ها می‌تواند تغییراتی ایجاد کند و او در بسیاری از تظاهرات شرکت کرد
[ترجمه گوگل] او معتقد بود که فعالانه می تواند تغییر ایجاد کند و او در بسیاری از تظاهرات شرکت کرد و در آن شرکت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه activism در جمله های نمونه

1. The levels of trade union and political activism in this country have greatly declined in the past fifteen years.
[ترجمه ترگمان]سطح اتحادیه تجاری و فعالیت سیاسی در این کشور در ۱۵ سال گذشته به شدت کاهش‌یافته است
[ترجمه گوگل]سطح اتحادیه های کارگری و فعالیت های سیاسی در این کشور در پانزده سال گذشته بسیار کاهش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I hadn't a clue to the meaning of "activism"
[ترجمه ترگمان]من هیچ اطلاعی در مورد معنای \"عمل‌گرایی\" نداشتم
[ترجمه گوگل]من تا به حال به معنای 'فعال'
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Neier is the dean of American human rights activism.
[ترجمه ترگمان]Neier رئیس جنبش حقوق بشر آمریکایی است
[ترجمه گوگل]ناییر معاون فعال حقوق بشر در آمریکا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It seems that the '60s era of social activism is all but a dim memory.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که عصر ۶۰ ساله فعالیت‌های اجتماعی فقط خاطره مبهمی دارد
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که دوره 60 س ...

مترادف activism

فرضیهء فلسفهء (اسم)
activism
اعتقاد بلزوم عملیات حاد و شدید (اسم)
activism

معنی کلمه activism به انگلیسی

activism
• doctrine or policy which advocates active involvement as a means to achieve political or other goals
judicial activism
• willingness of a court to create new precedents
political activism
• state of being active in politics, dealing with partisan issues
public activism
• action for the good of the public, charity work, political activism

activism را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کارولین
فعالیت
حسن امامی
اعتراض و تظاهرات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی activism

کلمه : activism
املای فارسی : اکتیویسم
اشتباه تایپی : شزفهرهسئ
عکس activism : در گوگل

آیا معنی activism مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )