برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1574 100 1
شبکه مترجمین ایران

achieved

واژه achieved در جمله های نمونه

1. he achieved his aim by lying and cunning
او با دروغگویی و نیرنگ بازی به هدف خود رسید.

2. he achieved success on his own steam
با پشتکار خودش به موفقیت رسید.

3. tabriz has achieved a premier position in car- pet weaving
در قالی‌بافی،تبریز مقام ممتازی به دست آورده است.

4. the riots achieved nothing
شورش‌ها به جایی نرسید.

5. that country's independence was achieved two hundred years ago
آن کشور دویست سال پیش استقلال یافت.

6. whatever is willed strongly will be achieved
آنچه که سخت اراده شود انجام خواهد یافت.

معنی کلمه achieved به انگلیسی

achieved his dreams
• reached his goals, realized his aspirations
achieved nothing
• obtained nothing, came back empty-handed
achieved success
• obtained success, prospered

achieved را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهار
حاصل شد
Parisa
بدست آوردن
زهرا
اكتسابي
سکسی
حاصل شد
Mohana
به دست آوردن
رهگذر
محقق شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی achieved مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )