برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

achalasia


طب عدم انبساط عضلات مجاری بدن و باقی ماندن انهادر حال انقبا­ دائم مثل مری

واژه achalasia در جمله های نمونه

1. Methods: Twenty achalasia of cardia were given ballon dilation.
[ترجمه ترگمان]روش‌های: بیست achalasia از cardia به ballon dilation داده شد
[ترجمه گوگل]روشها دوازده آقالایی کاندیدا به وسیله بیهوشی بالون تهیه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Methods: To diagnose 16 Achalasia by oesophagus barium X, endoscope is down the air sac expand to treat, curative effect is divided into near, post date appraisal.
[ترجمه ترگمان]روش‌ها: برای تشخیص ۱۶ Achalasia توسط مری باریم ایکس، endoscope در حال پایین رفتن کیسه هوا برای درمان است، اثر درمانی به نزدیک، ارزیابی بعد از تاریخ تقسیم می‌شود
[ترجمه گوگل]روش ها برای تشخیص 16 Achalasia توسط مری و باریم X، آندوسکوپ کاهش سایبان هوا برای درمان، اثر درمانی به ارزیابی نزدیک، تاریخ پست تقسیم می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The need for esophagectomy for achalasia is very uncommon, even in the presence of a dilated esophagus, and should be reserved for failures after myotomy.
[ترجمه ترگمان]نیاز به esophagectomy برای achalasia بسیار غیر معمول است، حتی در حضور مری گشاد شده، و باید بعد از myotomy برای failures حفظ شود
[ترجمه گوگل]نیاز به مریضی برای آهالاسیا بسیار ناچیز است، حتی در صورت وجود یک مری گلویش، و باید برای شکستگی پس از میوتومی رزرو شود
[ترجمه شما] ...

معنی achalasia در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه achalasia به انگلیسی

achalasia
• inability of muscles to relax (medical)

achalasia را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

zeinab
failure to relax
نادیا
is a failure of smooth muscle fibers to relax

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی achalasia

کلمه : achalasia
املای فارسی : اچلسیا
اشتباه تایپی : شزاشمشسهش
عکس achalasia : در گوگل

آیا معنی achalasia مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )