برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1406 100 1

accusing

بررسی کلمه accusing

صفت ( adjective )
مشتقات: accusingly (adv.)
• : تعریف: consisting of or characterized by accusation; accusatory.

- He went pale as she threw him an accusing look.
[ترجمه ترگمان] وقتی نگاه متهم کننده‌ای به او انداخت، رنگش پریده بود
[ترجمه گوگل] او یک نگاه متهورانه به او زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه accusing در جمله های نمونه

1. They are accusing the teacher of political bias in his marking.
[ترجمه Nafas] آنها معلم را به تعصب سیاسی در نشانه گذاری خود متهم می کنند
|
[ترجمه ترگمان]آن‌ها متهم به جانبداری سیاسی از وی هستند
[ترجمه گوگل]آنها به نوبه خود به معلم تعصب سیاسی متهم می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He was accusing my mum of having an affair with another man.
[ترجمه ترگمان]اون به مادرم متهم شده بود که با یه مرد دیگه رابطه داشته باشه
[ترجمه گوگل]او مادرم را متهم به داشتن رابطه با مرد دیگری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She stared at me in an accusing manner.
[ترجمه ترگمان]او با حالتی متهم کننده به من خیره شد
[ترجمه گوگل]او به شیوه ای متهم به من نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She started off by accusing him of ...

معنی کلمه accusing به انگلیسی

accusing
• expressing accusation, accusing, tending to blame, accusatory
• if your expression or tone of voice is accusing, it indicates that you think someone has done something wrong.

accusing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

kiana
Doubt about someone who you think do a wrong job
مرتضی بزرگیان
تهمت زدن
متین خدایی
متهم کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی accusing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )