برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1629 100 1
شبکه مترجمین ایران

accumulated storage

معنی accumulated storage در دیکشنری تخصصی

accumulated storage
[عمران و معماری] ذخیره جمع شده
[آب و خاک] ذخیره تجمعی

accumulated storage را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی accumulated storage مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )