برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1637 100 1
شبکه مترجمین ایران

account payable


حساب های پرداختی، حساب های بستانکاران (مبالغ بدهی در مقابل دریافت کالا یا خدمات)

بررسی کلمه account payable

اسم ( noun )
حالات: accounts payable
• : تعریف: an amount owed to a creditor by a business, usu. for goods and services received.

واژه account payable در جمله های نمونه

1. The financial administrative functions include budgeting, accounts payable, accounts receivable, general ledger, payroll and personnel.
[ترجمه ترگمان]عملکردهای اداری مالی شامل بودجه‌بندی، حساب‌های پرداختنی، حساب‌های دریافتنی، دفترکل، حقوق و پرسنل می‌شود
[ترجمه گوگل]توابع اداری مالی عبارتند از: بودجه بندی، حساب های قابل پرداخت، بدهی های حساب، سرشماری عمومی، حقوق و دستمزد و پرسنل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If discounts are offered but not taken, accounts payable have a very definite cost.
[ترجمه ترگمان]اگر تخفیف پیشنهاد شود اما پرداخت نشود، حساب‌های قابل پرداخت دارای هزینه بسیار مشخصی هستند
[ترجمه گوگل]اگر تخفیف ارائه می شود، اما قبول نمی شود، حساب های قابل پرداخت هزینه بسیار مشخصی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. As a result the records were often distributed and accounts payable were collected in a haphazard manner.
[ترجمه ترگمان]در نتیجه، اسناد اغلب توزیع‌شده و حساب‌های پرداختنی در یک روش تصادفی جمع‌آوری شدند
[ترجمه گوگل]در نتیجه، پرونده ها اغلب توزیع شد و حساب های قابل پرداخت به صورت تصادفی جمع آوری شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی account payable در دیکشنری تخصصی

account payable
[حقوق] حساب پرداختنی

account payable را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی account payable

کلمه : account payable
املای فارسی : اسونت پیبل
اشتباه تایپی : شززخعدف حشغشذمث
عکس account payable : در گوگل

آیا معنی account payable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )