برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1408 100 1

access

/ˈækˌses/ /ˈækses/

معنی: دسترسی، دسترس، دست یابی، راه، راه دسترس، مدخل، اجازه دخول، تقریب، وسیله حصول، بروز مرض، اصابت، دسترسی یا مجال مقاربت، تقرب به خدا، حمله
معانی دیگر: نزدیک شدن به، راه رسیدن (به چیزی)، مدخل ورود، اجازه (برای دخول یا کاربرد)، دست یافتن، دسترسی داشتن به، (کامپیوتر) دسترسی داشتن، برداشت کردن، (بیماری) بروز، افزایش

بررسی کلمه access

اسم ( noun )
(1) تعریف: a way of approaching or entering a place.
مترادف: approach, entrance, entranceway, entry, way
متضاد: egress, outlet
مشابه: adit, avenue, course, highway, ingress, inlet, passage, road, route, street

- Access to the castle was over a drawbridge and through heavy gates.
[ترجمه احسان] دسترسی به قلعه از راه یک پل متحرک و دروازه سنگین بود
|
[ترجمه ترگمان] دسترسی به قلعه بالای یک پل متحرک و از دروازه سنگین بود
[ترجمه گوگل] دسترسی به قلعه بیش از یک قطار و از طریق دروازه های سنگین بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: authorization or ability to enter, look at, or use something.
مترادف: admittance
متضاد: egress
مشابه: admission, entr�e, entrance, passage

- She has access to our offices and records.
[ترجمه ترگمان] اون به دفتر و سوابق ما دسترسی داره
[ترجمه گوگل] او به دفاتر و پرونده های ما دسترسی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صح ...

واژه access در جمله های نمونه

1. gain access (to)
دسترسی پیدا کردن

2. he has access to some of the best physicians
او به برخی از بهترین دکترها دسترسی دارد.

3. a country with no access to the sea
کشوری که راه به دریا ندارد.

4. security clearance of those with access to secret atomic information
تایید صلاحیت امنیتی کسانی که به اطلاعات محرمانه‌ی اتمی دسترسی دارند

5. Only authorized personnel have access to the computer system.
[ترجمه ترگمان]تنها پرسنل مجاز به سیستم کامپیوتر دسترسی دارند
[ترجمه گوگل]فقط پرسنل مجاز به سیستم کامپیوتری دسترسی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Dropped kerbs make wheelchair access easier.
[ترجمه ترگمان]او نیاز به دسترسی به صندلی چرخدار را آسان‌تر کرد
[ترجمه گوگل]محدودیت های کاهش یافته، دسترسی آسان به صندلی چرخدار را آسان می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They now have access to the mass markets of Japan and the UK.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها اکنون به بازارهای انبوه ژاپن و بریتانیا دسترسی دارند
...

مترادف access

دسترسی (اسم)
access , availability , accessibility , approachability , range
دسترس (اسم)
access , disposal
دست یابی (اسم)
access , achievement , attainment
راه (اسم)
pass , access , way , road , path , route , avenue , entry , manner , method , how , autobahn , highway , track
راه دسترس (اسم)
access
مدخل (اسم)
access , entry , portal , entrance , gateway , gate , entree , mouth , firth , estuary , foreword , ostium
اجازه دخول (اسم)
access
تقریب (اسم)
approximation , access
وسیله حصول (اسم)
access
بروز مرض (اسم)
access
اصابت (اسم)
impact , strike , access , hit , onset
دسترسی یا مجال مقاربت (اسم)
access
تقرب به خدا (اسم)
access
حمله (اسم)
fit , offense , rush , access , onset , attack , assault , offensive , onslaught , charge , onrush , spell , epilepsy , inroad , hysteria , foray , sally

معنی عبارات مرتبط با access به فارسی

بازوی دستیابی
کنترل دستیابی
روش دستیابی
باب دستیابی
(کامپیوتر - تلویزیون) زمان دستیابی، زمان دستیابی
دستیابی مسقیم
با دستیابی سریع
دسترسی پیدا کردن
دستیابی کلیدی
دستیابی چندگانه
عدم دسترسی به آمیزش زناشویی
با دست یابی موازی
با دست یابی تند
(کامپیوتر) دستیابی بختانه، دستیابی تصادفی، دستیابی بختوار
با دستیابی سریع
دستیلبی از دور
selective access ...

معنی access در دیکشنری تخصصی

access
[حسابداری] دسترسی
[عمران و معماری] دسترسی - مواصلاتی - دستیابی
[کامپیوتر] دسترسی ، دستیابی .
[برق و الکترونیک] دسترسی ، دستیابی
[بهداشت] بروز بیماری
[حقوق] دسترسی، دستیابی، مدخل، حق مراجعه
[ریاضیات] دسترس، دستیابی، ورود، کمکی، دخول
[کوه نوردی] دسترسی
[آب و خاک] دستیابی
[کامپیوتر] بازوی دسترسی ، بازوی دستیابی .
[کامپیوتر] رمز دسترسی ، کد دسترسی ، کد دستیابی ، رمز دستیابی .
[برق و الکترونیک] کنترل دستیابی نوعی فناوری که متصدی تاویزیون کابلی ، برنامه ریز ماهواره یا دیگر برنامه سازان را قادر میکند بهمشتری اجازه دریافت یک یا چند برنامه تلویزیونی یا سایر خدمات را بدهند
[زمین شناسی] دریچه بازدید
[عمران و معماری] راهروی دستیابی - گالری دستیابی
[کامپیوتر] شکاف دستیابی .
[کامپیوتر] دستگاه مکانیکی در واحد ذخیره دیسک که نوکهای مخصوص خواندن و نوشتن را روی شیارهای صحیح دیسک قرار می دهد .
[کامپیوتر] روش دستیابی .
[کامپیوتر] شماره دستیابی .
[عمران و معماری] نقطه دسترسی - نقطه ورود - نقطه دس ...

معنی کلمه access به انگلیسی

access
• database software manufactured by microsoft (computers)
• approach; entry; attack of a disease; permission to enter a computer system and/or retrieve data (computers)
• gain entrance to, get at
• if you gain access to a building or other place, you succeed in getting into it; a formal use.
• access is also the opportunity or right to use or see something or someone.
• if you access information from a computer, you get it.
access code
• password
access control
• limiting of access to a system or files
access denied
• (computers) entry refused (message informing a user that he is not authorized to use or enter a particular program or resource)
access number
• (internet, computers) telephone number that connects a personal computer to an internet service provider
access privileges
• ability to access or change data
access road
• road that affords access into and out of an area; short road giving access to an expressway
access time
• period of time it takes a computer to provide data that has been requested
code division multiple access
• (in cellular communication) use of a unique code for each user (allows transferal of all of the calls for subscribers of one cell on a very wide band without causing interference), cdma
dialup access
• connection of a computer to a network or to the internet through a telephone line
difficult of access
• hard to get to
direct access
• straight approach, ...

access را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارا۸۳
A way to go into a place or to use something
محمد ضیایی بیگدلی
اجازه دسترسی (دادن یا اعطا کردن)، اعطای مجوز دسترسی
🖤Ayda🖤
شانس استفاده یا داشتن چیزی
غزاله هوشمندی
اکسس یکی از برنامه های icdl هفت گانه است که شامل اینترنت .اکسل .ورد ... می باشد . هر کدام پنجره ای از نرم افزارهای قدیمی داس .سی .آن سی . پاسکال .فاکس ... که گرافیک وای تی و it .pq ... ورود پیداکردن .برنامه های حسابداری و حسابداری صنعتی هم افزوده شده .خب .جداول وامار مربوطه و نمودارها . همه صحن و سرا ی بازی و سرگرمی گرفته تا علم و عمل و هنر علمی و کاربردی .....hi green word .
مهدیه صادقی۱۳۷۷
internet access
دسترسی به اینترنت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی access
کلمه : access
املای فارسی : عکس
اشتباه تایپی : شززثسس
عکس access : در گوگل

آیا معنی access مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )