برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1723 100 1
شبکه مترجمین ایران

abusive

/əˈbjuːsɪv/ /əˈbjuːsɪv/

معنی: نا مربوط، تهمت، دشنام، فحاش، بدزبان، زبان دراز، توهینامیز، تجاوز به عصمت، تعدی، قابل استفاده، پرتوپ وتشر
معانی دیگر: بد دهن، فحش آمیز، تند، بد رفتار، سو استفاده آمیز، اجحاف آمیز، n : سوء استفاده، سوء استعمال، شیادی، فریب، بد زبانی، adj : ناسزاوار

بررسی کلمه abusive

صفت ( adjective )
مشتقات: abusively (adv.), abusiveness (n.)
(1) تعریف: characterized by offensive or unfair language.
مترادف: affronting, contumelious, insulting, offensive
متضاد: complimentary, respectful
مشابه: beastly, derogatory, foul, foulmouthed, injurious, insufferable, intolerable, invective, nasty, rough, unbearable

- The broadcasters censored the abusive comments of the show's guests.
[ترجمه ترگمان] رساناها نظرات توهین‌آمیز میهمانان نمایش را سانسور کردند
[ترجمه گوگل] پخش کنندگان نظرات ناروا از مهمانان نمایش را سانسور کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I think it's wrong that he never defends himself when she is abusive toward him.
[ترجمه ترگمان] فکر می‌کنم اشتباه است که او هرگز از خودش دفاع نمی‌کند وقتی که او را آزار می‌دهد
[ترجمه گوگل] من فکر می کنم اشتباه است که او هرگز از خود دفاع نمی کند، زمانی که او نسبت به او سوء استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: characterized by injurious or offensive treatment.
مترادف: harmful
متضاد: respectful
مشابه: harsh, injurious, rough, torturous

...

واژه abusive در جمله های نمونه

1. abusive financial practices
روش‌های مالی اجحاف‌آمیز

2. abusive spectators
تماشاچیان بد دهن

3. He became violent and abusive toward Ben's mother.
[ترجمه ترگمان]او خشمگین شد و به سمت مادر بن اشاره کرد
[ترجمه گوگل]او به سوی مادر بن برتری گرفت و سوءاستفاده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Smith denies using abusive language to the referee.
[ترجمه ترگمان]اسمیت استفاده از زبان توهین‌آمیز به داور را انکار می‌کند
[ترجمه گوگل]اسمیت، با استفاده از زبان سوء استفاده به داور، انکار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Good manners ban abusive language anyplace.
[ترجمه ترگمان]رفتار خوب، ممنوع کردن زبان بد زبانی است
[ترجمه گوگل]رفتارهای خوب ممنوعیت زبان سوء استفاده در هر کجا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He made many abusive remarks to me.
[ترجمه ترگمان] اون خیلی حرف‌ها ...

مترادف abusive

نا مربوط (صفت)
improper , absurd , irrelevant , unfitting , abusive , inept , irrelative
تهمت (صفت)
abusive
دشنام (صفت)
abusive
فحاش (صفت)
obscene , indecent , abusive , vituperative , scurrile , scurrilous , foul-mouthed , sharp-tongued
بدزبان (صفت)
abusive , vituperative , profane , ribald , foul-mouthed , sharp-tongued
زبان دراز (صفت)
abusive , randy
توهینامیز (صفت)
abusive
تجاوز به عصمت (صفت)
abusive , rude
تعدی (صفت)
abusive
قابل استفاده (صفت)
abusive , usable , available , useful , operational , utilizable , handy , operative , instrumental , presumable , serviceable
پرتوپ وتشر (صفت)
abusive

معنی abusive در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه abusive به انگلیسی

abusive
• using foul language; mistreating
• someone who is abusive says rude or unkind things.
abusive language
• offensive language, foul language

abusive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عرفان
ریچ تاب
Hosseini
توهین آمیز
مصطفی
اجحاف آمیز، غیر سزاوار
سرداری
سوء استفاده گر
Sadaf
سوء استفاده کردن
Farhood
توهین/تحقیر آمیز

Her husband's violent and abusive behaviour drove her to the verge of despair
رفتار خشن و تحقیرآمیز شوهرش اونو به مرز سرخوردگی/فروماندگی رسانده بود
shahnazak
abusive behavior
رفتار سودجویانه، رفتار آسیب‌زننده، رفتار آزارگرانه
نسرین رنجبر
involving injustice or illegality
ناعادلانه
غیرقانونی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی abusive

کلمه : abusive
املای فارسی : ابوسیو
اشتباه تایپی : شذعسهرث
عکس abusive : در گوگل

آیا معنی abusive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )