برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1395 100 1

abstractly


بطورمطلق، مطلقا، بطورمجرد، بخودی خود

واژه abstractly در جمله های نمونه

1. It is hard to think abstractly in these conditions.
[ترجمه ترگمان]انتزاعی کردن در این شرایط دشوار است
[ترجمه گوگل]در این شرایط دشوار است که به طور خلاصه فکر کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Also abstractly introduced is the relevant knowledge of UML and iterative development.
[ترجمه ترگمان]همچنین معرفی انتزاعی دانش مرتبط با UML و توسعه تکرارشونده است
[ترجمه گوگل]همچنین به طور انتزاعی دانش شناختی از UML و توسعه تکراری معرفی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He described his idea abstractly, without any illustrative examples.
[ترجمه ترگمان]او ایده خود را انتزاعی و بدون هیچ مثال گویا توصیف کرد
[ترجمه گوگل]او اظهار نظر خود را به طور خلاصه، بدون هیچ نمونه ای از توضیحات
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Abstractly he accepted the possibility that his sister was misbehaving.
[ترجمه ترگمان]Abstractly او این احتمال را که خواهرش بد رفتار می‌کند را پذیرفت
[ترجمه گوگل]به طور خلاصه او این احتمال را پذیرفت که خواهر ...

معنی کلمه abstractly به انگلیسی

abstractly
• theoretically, hypothetically; distractedly, in an absent-minded manner

abstractly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی abstractly
کلمه : abstractly
املای فارسی : ابسترکتلی
اشتباه تایپی : شذسفقشزفمغ
عکس abstractly : در گوگل

آیا معنی abstractly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )